یافتن پست: #مدتی

azar
azar

مدتیست که حیرانم و تدبیری نیست


پشم سنگ آسیا
پشم سنگ آسیا

در سال های اخیر استفاده از عایق های صوتی و حرارتی پشم سنگ، به یک مزیت برای

سازه های ساختمانی تبدیل شده است. پشم سنگ عبارت است از نوعی عایق که از تبدیل

سنگ های آذرین آتشفشانی و سرباره های فولادی به الیاف معدنی به دست می آید. عایق صوتی

و عایق حرارتی پشم سنگ معمولا در دیوارها و سقف ساختمان های مختلف به کار برده می شود.

امروزه استفاده از پشم سنگ چنان مورد توجه قرار گرفته است که عایق های قدیمی تر نظیر

فایبرگلاس عملا در حال حذف شدن هستند. عایق های صوتی و حرارتی پشم سنگ منجر

به جذب صوت و کاهش سرعت انتقال حرارت می شوند. به همین دلیل از این عایق ها

می توان در ساخت دیوارهای داخلی و خارجی استفاده نمود. هر ساختمان صنعتی، اداری

و مسکونی را می توان به کمک عایق بندی کرد.

عایق پشم سنگ.jpg
[لینک پیوستی]
♡عطی♡
♡عطی♡
سلام
چقدر سایت ساکت و کنده و رو اعصابه
چقدر قبلنا حال و هواش خوب بود
چقدر ذوق داشتیم بیاییم سایت
:(
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

سلام رفقای گل{-34-}

حال دلتون چطوره؟؟؟؟{-26-}
خب خب امیدوارم حالتون خوب باشه و شاد و خرم و پیروز باشید...:){-35-}
یه مدتی نبودم و نتونستم بیام ...
چون میخواستن منو با هر روش سامورایی ک توانشون هست ، منو بکنن تو خونه بخت ! ک منو بکنن بدبخت{-1-}
خب ازون اتفاق جون به سالم بدر بردم و الانم دارم با کروناعه ! اومیکرونه ! نمیدونم چیه دیگه ! دارم با اون دست و پنجه نرم میکنم:|
ان شاء الله ک بادمجون بم آفت نداره و هیچیم نمیشه{-11-}

دوستان جدا از این حرفا ، خواهشا مراقب خودتون باشین ... واقعا زیاد شده این مریضی لعنتی ! بشدت واگیر داره ...من فقط این چنوقته خودمو بستم به مایعجات ... مراقب خودتون باشین
ان شاء الله ک تن تون سالم باشه{-47-}
164442022198964981954.jpg
majid
majid
مدتیست که دیگر شب
شب نیست...!!
همان ادامه ی روز است...
کمی تاریکتر!
ساکت تر!
و بی نهایت غمگین تر
و من باز بیدارم....
love_smoke_(2).jpg
مریم
مریم
ساده ݦیڳݦ
صݦیݦــےِ یا غیڔصݦیݦی،
ڣڔقــےِ ݧداڔه
ۺخصیت آدݦا ټۅــےِ ۺڔایط خاص ݦۺخص ݦیۺه...
ڀس اڳه یه ڔۅز ڀیام دادین و ڀیاݦاټۅن ټیڪ دۅݦش ݧخۅڔد، ۺاکــےِ ݧباۺیݧ
اݪبټه خب، ڔسݦۺم هݦیݧه
باید بڔاــےِ کســےِ ۅقت ڳذاۺت، که بڔات ۅقت ݦیذاڔه...
باید به کســےِ اڔزش داد، که ݪیاقټۺو داشته باشه
☆  ꪑꪖડꪮꪮᦔ  ☆
☆ ꪑꪖડꪮꪮᦔ ☆

❤❤

8700078754000.jpg
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)
سخته واسم زدن این حرف
ولی مثل اینکه به قول داداش
مجید باید واسه شخصیت خودمون
ارزش قائل باشیم.خیلیا معترضن که
پستای زیاد میذارین یا پستای تکراری
من اگه میام اینجا دوست دارم یکم با
بچه ها بخندم و شاد باشم تا ناراحتی هایی
که دارم رو واسه چند لحظه فراموش کنم
اغلب هم پست جوک میذارم تا اگه دوستی
ناراحتی داره حداقل با خوندنش یکم شاد بشه
ولی مثل اینکه چند مدتی باید رفت از اینجا تا
دوستان بتونن نفس بکشن.

images.png
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
این مدت بخاطر حادثه ای ک برام رخ داد ، متاسفانه یکی از اعضای خانوادم بشدت زخمی شد و واقعا نزدیک بود جونشو از دست بده ...
خداروشکر با کمکای یکی از دوستانمون ک ب موقع رسید تونستیم نجاتش بدیم
اما خب مدتی درگیر کمک و کارای خونه و پرستاری شده بودم ...
ان شاء الله ک پر انرژی تر برمیگردیم
مرسی از رفقایی ک تو گروه فعالیت داشتن ... مچکرم از حضور زیباتون{-a153-}

آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه

سلام دوستان گلم

بعد مدتی برگشتیم ... ان شاء الله ک روزای خوبی رو در کنار هم بگذرونیم ..
محسن
محسن

چرا نباید هر زنی زیباترین زنِ جهان باشد؟
دست کم برای یک بار
دست کم برای مدتی
دست کم برای یک جفت چشم؟!



Screenshot_۲۰۲۲۰۱۲۳-۱۶۵۴۴۸_MoboTel.jpg
علیرضا
علیرضا
ممکن است بتوانید برخی از افراد را برای همیشه یا برای مدتی فریب دهید، ولی نمی توانید همه را برای همیشه فریب دهید.
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

داستان تغییر نگرش

وقتی کـه نشستم تا مطالعه کنم، نیمکت پارک خالی بود. در زیر شاخه‌هاي‌ طویل و پیچیده‌ي درخت بید کهنسال، دلسردی از زندگی دلیل خوبی برای اخم کردنم شده بود، چون دنیا می خواست مرا درهم بکوبد. پسر کوچکی با نفس بریده بـه من نزدیک شد. درست مقابلم ایستاد و با هیجان بسیار گفت:‌ “نگاه کن چه پیدا کرده‌ام!”

در دستش یک شاخه گل بودو چه منظره‌ي رقت‌انگیزی! گلی با گلبرگ هاي‌ پژمرده. از او خواستم گل پژمرده‌اش را بردارد و برود بازی کند. تبسمی کردم، سپس سرم را برگرداندم. اما او بـه جای ان کـه دور شود، کنارم نشست و گل را جلوی بینی اش گرفت و با شگفتی فراوان گفت: “مطمئنا بوی خوبی می‌دهد و زیبا نیز هست!

بـه همین دلیل ان را چیدم. بفرمایید! این مال شماست. ان علف هرز پژمرده شده بود، و رنگی نداشت، اما میدانستم کـه باید ان را بگیرم و گرنه امکان داشت او هرگز نرود. از این‌رو دستم را بـه سوی گل دراز کردم و پاسخ دادم: “ممنونم، درست همان چیزی اسـت کـه لازم داشتم.”

“ولی او بـه جای این کـه گل را در دستم بگذارد، ان را در وسط هوا نگه داشته بود، بدون دلیل یا نقشه‌اي داشت!”

ان وقت بود کـه برای اولین بار مشاهده کردم پسری کـه علف هرز را در دست داشت، نمی‌توانست ببیند، او نابینا بود! ناگهان صدایم لرزید، چشمانم از اشک پر شد. او تبسمی کرد و گفت: “قابلی ندارد.” سپس دوید و رفت تا بازی کند.

توسط چشمان بچه‌اي نابینا، سرانجام توانستم ببینم، مشکل از دنیا نبود، مشکل از خودم بودو بـه جبران تمام ان زمانی کـه خودم نابینا بودم، با خود عهد کردم زیبایی زندگی را ببینم و قدر هر ثانیه‌اي کـه مال من اسـت را بدانم و ان و

majid
majid
همه عاشق شدن را بلدند،
اما فقط تعداد کمی هستند
که بلدند چگونه در عشق با یک نفر
برای مدتی طولانی بمانند ...
☆  ꪑꪖડꪮꪮᦔ  ☆
☆ ꪑꪖડꪮꪮᦔ ☆

9868697841211.jpg
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ