یافتن پست: #مردمان

aydın
aydın
هفتم اسفند (26 - 25 فوریه 1992) بیست و هشتمین سالروز قتل و عام وحشیانه مردم خوجالی که سازمان ملل و تمام کشورهای جهان آن را محکوم کردند
.
.
آن شب ارامنه تندرو، همانند درندگان، با ورود به منزل تک تک اذربایجانیها، بدون اینکه فرقی میان کودکان، زنان، سالمندان و حتی بیماران قائل شوند هر که را دیدند بصورت بی رحمانه ای سلاخی کردند.
براساس گفته شاهدان عینی، فاشیستهای ارمنی بسیاری از شهروندان آذربایجانی را یا زنده زنده سوزاندند و یا بصورت ددمنشانه ای در برابر چشمان وحشت زده اعضای خانوده اشان مثله کردند
.

کسانی که توانسته بودند از حلقه محاصره ارامنه در شهر خوجالی بگریزند در ان شب سرد و تاریک، راههای صعب العبور کوهستانها و جنگلهای پر خطر را در پیش گرفتند
.

اوارگان خوجالی در حالی که وحشت زده، مصدوم، تشنه و گرسنه بودند برای روزها در کوهها و جنگلهای یخ زده سرگردان شدند. آنها فکر میکردند که از حمله جنایتکاران ارمنی رهیده اند. چراکه می پنداشتند صدایی که از دورترها می اید، صدای هموطنان مسلمان، ترک و آذربایجانی شان است.
اما آوارگان آذربایجانی، در انتهای راه، خود را در دام یکی از خونخوارترین جنایتکاران تاریخ مشاهده کردند
.

پناهجویان بی پناه آذربایجانی، ناگهان خود را در میانه قتل عام وحشیانه دیگری مشاهده کردند.
شهروندان معصوم آذربایجانی یک به یک شکار ارامنه تندرو شدند و پس از مواجه شدن با شکنجه های بسیار بی رحمانه که به زبان آوردنش هم دل سنگ می خواهد به شهادت رسیدند. تنها در این گشتارگاه ارامنه، ۱۰٦ زن، ۶۳ کودک، ۷۰ سالمند و در مجموع ۶۱۳ انسان معصوم و بی پناه، بصورتهای واقعا دردناکی شکنجه و کشته شدند.

Untitledfgfews.png
ابراهیم
ابراهیم

« خطا »

ازگل وبلبل دراین دوران سُرائیدن خطاست

ازغمِ دلدارو هجر یار نالیدن خطاست

گرچه شد فصل بهارو باغ و بستان و چمن

اینهمه ظلم و ستم برخلق نادیدن خطاست

شاعری کوخودبه خواب جهل اندازد دمی

تا سراید شعر بهر لقمه نان چیدن خطاست

حاکمانی اینچنین برمردمانی آنچنان

ازمسیرِ حیله و تزوبر بُگزیدن خطاست

مردمان راتکه نان انداختن درپیش و باز

از دهانِ بازشان صد بار استیدن خطاست

صحبت از قرآن ومعصوم وحدیثِ انتظار

تا درون از فقر پُر باشد تراویدن خطاست

آیه ی تطهیر خوانَد آنکه ذاتش طاهراست

ذات ناپاک است و این تفسیر گفتیدن خطاست

هی نگو قدر است و ماهِ خوب و زیبای خدا

چون خدارااینچنین مهمان پذیریدن خطاست

ما زِ بستان،آتش و از باغ دودی دیده ایم

درمیانِ دود و آتش شاخ گل دیدن خطاست

وعده ی بی پایه از حکامِ دوراز خاصیت

صدهزارآید اگر یکدانه بشنیدن خطاست

باش آرام ای « دلارام » این سخن اندازه دار

بیش ازاین شعر ترت راباز کاویدن خطاست

ابراهیم مقصودی« دلارام » بهار 98

دیدگاه · 1398/11/26 - 13:05 10 +
میلاد صابری
میلاد صابری

سلام

شب بخیر
mohammad
mohammad
اهل شعرم… اهل تنهایی و درد…
پیشه ام فریاد است!! کاسبم… کاسب دل…
صادراتم شادی.و.. وارداتم غم ودرد…
دوستانی دارم سردتر از سردی برف…
گاه گاهی یخشان میشکند…
گاه گاهی دلشان می سوزد… ولی از روی ترحم…
سر زمینی دارم مردمانش همه دوست. ولی از روی ریا…
خنده ام می گیرد!!!
دلشان مرده ولی، لبشان خندان است…
گله از اهل تماشا دارم… گله از این همه حاشا دارم…
خنده ام می گیرد!!!
من خودم اهل تماشا هستم…
گاه گاهی دلی میسازم، میفروشم به شما…
تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما تازه شود…
چه خیالی… چه خیالی…
خوب میدانم دلتان بی مهر است
دیدگاه · 1398/11/11 - 17:44 4 +
امیر
امیر

سقفِ آزادی، رابطه‌ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد. در جامعه‌ای که قامتِ تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقفِ آزادی هم به همان نسبت، کوتاه می‌شود. وقتی سقف کوتاه باشد، آدم‌های بزرگ، سرشان آنقدر به سقف می‌خورد که حذف می‌شوند، آدم‌های کوتوله اما راحت جولان می‌دهند. مردمِ عوام هم برای بقا، آنقدر سرشان را خم می‌کنند که کوتوله می‌شوند و سقف‌ها پایین و پایین‌تر می‌آید و مردم بیشتر و بیشتر قوز می‌کنند، تا اینکه کمرشان خم می‌شود و دیگر نمی‌توانند قد راست کنند.

داستایفسکی

دیدگاه · 1398/11/5 - 09:00 3 +
مریم
مریم

دست خون آلود را در پیش چشم پنهان می‌کنند

هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند...
IMG_۲۰۲۰۰۱۱۱_۱۱۳۴۰۷.jpg
ابراهیم
ابراهیم
سلام
یک تجربه
امروز باوجودی که هوا بسیار سرد بودباتفاق چندتن از دوستانم برای دیدن یکی از آثار تاریخی به منطقه ای واقع در 100کیلومتری شمال اصفهان رفتیم.

شهری به نام میمه که دارای قناتی به اسم مُزد آباد است.

قناتی که به گفته ی اهالی و کارشناسان بیش از2500 سال قدمت دارد.

از یکی ازمیله های قنات بوسیله ی چرخ چاه پایین رفتیم،حدود 55متر درعمق زمین.

واقعاً دنیای عجیبی بود که به دیدنش ورنج سفرش می ارزید.

ارتفاع تونل قنات بیش از 5متر ودارای دو رشته آب که یکی بسیار گرم بطوریکه درهمین فصل سرما هم به راحتی می توان درآن شنا کرد

ودیگری به اندازه ای سرد که حتی نمی توان برای لحظه ای دست رادرآن بدون حرکت نگه داشت.

از تلفیق این دو رشته آب، آبی گوارا که آبهای معدنی به پای آن هم نمی رسد به دست می آید وقابل شرب

معماری قنات نیز به نظرم منحصربه فرد بود.وقتی حساب می کردیم که بیش از 2500 سال قبل باوسایلی ابتدائی مردمانی باهمّت توانسته بودند تونلی به طول 18کیلومتر در دل زمین و حتی تاعمق 95متری کنده و بدون حتی یک سانتی متر انحراف آب رااز آن عمق به سطح زمین آورده و در کشاورزی ازآن بهره مند شوند.

بسیار زیبا و تحسین برانگیز بود.
جای همگی سبز.
8 دیدگاه · 1398/09/29 - 17:17 10 +
مجید f45
مجید f45
با مردمانِ چشمش، بر قلبِ من یوُرش بُرد






من چون ‌به در برم جان، زین جنگِ نابرابر؟
1500844774618634_large.jpg
دیدگاه · 1398/09/27 - 11:27 2 +
مجید f45
مجید f45
مردمان شهر

برای آزادی تابوت ساختند

و برای عشق مرز ...

غافل از اینکه

نه آزادی در تابوت جا می گیرد

و نه عشق مرز می شناسد....
دیدگاه · 1398/09/26 - 15:54 5 +
mohammad
mohammad
اهل شعرم… اهل تنهایی و درد…
پیشه ام فریاد است!! کاسبم… کاسب دل…
صادراتم شادی.و.. وارداتم غم ودرد…
دوستانی دارم سردتر از سردی برف…
گاه گاهی یخشان میشکند…
گاه گاهی دلشان می سوزد… ولی از روی ترحم…
سر زمینی دارم مردمانش همه دوست. ولی از روی ریا…
خنده ام می گیرد!!!
دلشان مرده ولی، لبشان خندان است…
گله از اهل تماشا دارم… گله از این همه حاشا دارم…
خنده ام می گیرد!!!
من خودم اهل تماشا هستم…
گاه گاهی دلی میسازم، میفروشم به شما…
تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما تازه شود…
چه خیالی… چه خیالی…
خوب میدانم دلتان بی مهر است..
دیدگاه · 1398/09/17 - 18:59 1 +
ریحانه
ریحانه

شش چیز نشان
از بی‌خردی آدمی است :
خشم آوردن بر بی گناه
بخشش به ناسزاوار
ناسپاسی به یزدان
پراکندن راز
عادت در درغگویی
اعتماد به مردمان نا استوار
مجید f45
مجید f45
مردمان قطرهء آبى بكف آرند و خوش اند
من كه مردم ز عطش بر لب دريا چه كنم ؟
دیدگاه · 1398/09/4 - 09:32 1 +
یا رفیق من لا رفیق له
یا رفیق من لا رفیق له
#⁨آقا مبارک است
امامتت
غایب ازنظر
فدای امامتت
امامت و ولایتِ
عالم امکان
،امام مردمان
حضرتِ دوران
# امام زمان(عج)مبارک...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
‌‌‌‌‌ ‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎
akarrr_00005.png
دیدگاه · 1398/08/15 - 20:22 4 +
مجید f45
مجید f45
اهل شعرم... اهل تنهایی و درد...
پیشه ام فریاد است!! کاسبم... کاسب دل...
صادراتم شادی... وارداتم غم ودرد...
دوستانی دارم سردتر از سردی برف...
گاه گاهی یخشان میشکند...
گاه گاهی دلشان می سوزد... ولی از روی ترحم...
سر زمینی دارم مردمانش همه دوست. ولی از روی ریا...
خنده ام می گیرد!!!
دلشان مرده ولی، لبشان خندان است...
گله از اهل تماشا دارم... گله از این همه حاشا دارم...
خنده ام می گیرد!!!
من خودم اهل تماشا هستم...
گاه گاهی دلی میسازم، میفروشم به شما...
تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما تازه شود...
چه خیالی... چه خیالی...
خوب میدانم دلتان بی مهر است...
دیدگاه · 1398/08/12 - 12:49 1 +
علیرضا
علیرضا

کفرنباشدولی هرجوربه این پهنه جغرافیای ایران وزندگی مردمانش وملت ورهبران ومدیران نگاه میکنم خدایه شکست خورده مطلق هستش...‌شایدم ازخلق ماپشیمون شده....

صفحات: 3 4 5 6 7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ