یافتن پست: #مرگ

علیرضا
علیرضا
سخنان بزرگان: این متن را نگه دارید و بخونید خیلی مواقع به دردتون میخوره

سوره جمعه برای پیدا شدن مال
سوره مجادله برای برای مهر و محبت همسرو معامله
سوره طور برای پایدار بودن و برگشت مال
سوره حجر برای برکت مال
سوره نمل برای شفا مریض و برآوردن هر حاجتی
سوره تغابن برای ادای قرض
سوره حج برای کامل شدن دین
سوره مریم برای هدایت دختران
سوره احزاب برای گشایش بخت
سوره یونس برای بچه دار شدن
سوره محمد برای اخلاق
سوره اعلی برای هدایت جوانان
سوره ن والقلم برای آسان
_error_
_error_

تا چن ماه پیش فک میکردم ناراحتیِ اینکه بهترین دوستمو از دست دادم تا همیشه باهام میمونه ولی بعد از گذشت تقریبا سه سال حتی خاطراتشم کمرنگ شدن واسم

خوشحالم ک همش ب خودم گفتم زمان بده، میگذره، خوب میشی
خوشحالم ک هر چند از درون شکستم ولی ظاهرم سالمه
ملوم نیس تا کی بتونم دووم بیارم ولی ادامه میدم دیگ.
پ. ن عکس، ی رفیق این مدلی میخواستم ک خب، میگذره.
IMG_20220406_232425_531.jpg
56 دیدگاه · 1401/05/12 - 23:58 10 +
Mehdi
Mehdi

@hosseinhaerian

اولین حرفم به تو این بود. « برای هر تولد، یه مرگ تعریف شده »
یادت میاد چشمات رو درشت کردی و گفتی از مرگ نگو. مگه چند سالته. نمی‌دونستی من دارم از تولد حرف می‌زنم. چون تو تولد من بودی.بازگشت به زندگی بعد از یه مرگ طولانی. فراموش کردن خاک. دور انداختن کفن. پوشیدن لباس نو. شنیدن ضربان قلب.
یادت میاد دستت رو گرفتم و گذاشتم رو قلبم. گفتی چه خبره؟ چرا انقدر تند می‌زنه؟ گفتم تو اونجایی. از خودت بپرس. خندیدی و گفتی خونه‌ی خودمه. دوست دارم بالا و پایین بپرم. حرف حق جواب نداشت. بلند شدی. قلبت رو گذاشتی روی گوشم. محکم فشار دادی. گفتم به‌به چه صدایی... گفتی آدم خوب نیست از صدای خودش تعریف کنه.
یادت میاد سرت رو گذاشته بودی رو شونه‌م... من داشتم یه قصه تعریف می‌کردم. رسیده بود به اونجایی که مرد می‌گفت «من خوشبخت نیستم ، چون چهل سال زندگی کردم و معشوقه‌م رو نبوسیدم» رفته بودی تو قصه... اشک و ریمل ، مهمون لباس سفیدم شده بود. گفتم برای امروز کافیه. ادامه‌ش باشه برای بعد... گفتی جان من قصه رو خوب تموم کن. اگه خوب تموم بشه، جایزه داری. من عاشق جایزه‌هات بودم. پس معشوقه‌ی مُرده رو از زیر خاک بیرون آوردم، حموم بردم، آرایش کردم و مرد رو فرستادم سراغش... گفتم به‌درک یه قصه منطق نداشته باشه. جایزه مهم‌تر بود.
بعد خندیدی و خندیدی و خندیدی...
یادت میاد گفتی چشمات رو ببند. با چشم بسته می‌دیدمت.‌ چون من سلول به سلول تو رو حفظ بودم. کنارم دراز کشیدی. دستت رو انداختی دور گردنم. بوی بهشت می‌اومد. در گوشم گفتی « دیگه وقتشه خوشبخت بشیم »
بعد بوسیدمت. یه‌ بار. دو‌ بار. شاید هزار بار. انگار تو قلب‌مون یه بچه سوار چرخ‌و‌فلک شده بود. مدام تکرار می‌کرد دوباره، دوباره،دوباره... آره درسته.هزار بار فایده نداره. بوسیدمت. با همون لب‌هایی که قبل از تو سال‌ها فقط برای حرف زدن بود.
جاده‌ی تنت رو قدم زدم. با هر قدم خس
علیرضا
علیرضا

عشق هرگز به مرگ طبیعی نمی‌میرد. می میرد زیرا نمی دانیم چگونه منبع آن را دوباره پر کنیم. از بی بصیرتی و اشتباه و خیانت میمیرد. از بیماری و زخم می میرد. از خستگی، از پژمردگی، از کدر شدن می میرد.


دیدگاه · 1401/05/10 - 09:07 1 +
_error_
_error_

وقتی مرگ بزرگ‌ترین خطر است،

به زندگی امید می‌بندیم؛
اما زمانی که می‌آموزیم خطری را که حتی بزرگتر از این است بشناسیم،
امیدمان به مرگ است.
وقتی خطر به حدی بزرگ است که به مرگ امید می‌بندیم،
آن‌گاه نومیدی عبارت است از اینکه امیدی نداریم حتی به اینکه بتوانیم بمیریم.
کی‌یر کگور
Screenshot_20220707-011108_Instagram.jpg
52 دیدگاه · 1401/05/10 - 00:00 12 +
extraordinary
extraordinary
آرام دلــی،دفــع غمی،مرهــم دردی....
----------------------------------------------

[لینک ضمیمه]

_گوگوش


highlights_17952116317754185.jpg
1 دیدگاه · 1401/05/8 - 15:24 11 +
علیرضا
علیرضا

به گفته صاحبنظران، مرگ و مفقود شدن بسیاری از شهروندان در سیل های اخیر همزمان با بهانه های دولتمردان و سازمان های مربوطه نسبت به عدم اقدام لازم در مدیریت بحران و هشدار ندادن به شهروندان پیش از واقعه، قابل پذیرش نیست.


15260487.jpg
دیدگاه · 1401/05/7 - 16:23 4 +
رها
رها

مرگ آمد چهره ام را بی تو اینجا دید و گفت:

آنچنان مردی که از منم نیاید هیچ کار....

1658399893364246_orig.jpg
علیرضا
علیرضا
تموم لحظه ها اینجا بهم حس جنون میده چقدر این تخت بعد از تو برای مرگ جون میده..

دیدگاه · 1401/04/30 - 09:15 2 +
از هیچ به هیچ میروم من گاهی
از هیچ به هیچ میروم من گاهی
عشق مهمانی درد است که مهمانش نیست
بوسه ای از لب مرگ است که خواهانش نیست





[لینک ضمیمه]


متن-در-مورد-مرگ-4.jpg
رها
رها

ای مرگ بیا ک زندگی ما رو کشت //

۱۶۵۷۴۸۳۳۵۰۳۶۷.mp4 · 896KB
علیرضا
علیرضا
” اين متن طلاست “ تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن!! بنگر در این فاصله چه کردی؟؟!! گرما بخشیدی….؟؟!! یا “سوزاندی….”

دیدگاه · 1401/04/25 - 09:14 3 +
از هیچ به هیچ میروم من گاهی
از هیچ به هیچ میروم من گاهی
گاه گاهی در میان خار ها گل می کنم
در میان درد بر گل ها تامل میکنم
تا برای وصل آیم راه دشوار است و سخت
دل چو دارد یاد تو تا مرگ تحمل میکنم




4096205150246341557417319127922509483175.jpg
محسن
محسن

حق با بودایی ها است.
آدم های گناهکار به مرگ محکوم نمی شوند
به زندگی محکوم می شوند.


محسن
محسن

سلامتی قدیمیترین دوستان ...
Screenshot_۲۰۲۲۰۷۰۸-۱۹۰۹۵۰_WhatsApp.jpg
37 دیدگاه · 1401/04/17 - 19:08 11 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ