یافتن پست: #میدانی

♡عطی♡
♡عطی♡
•چهار دروغی که اغلب به خودمان می‌گوییم:
١)من قربانی گذشته هستم: شما قربانی گذشته تان نیستید، اما به خاطر رها نکردن گذشته تان قربانی زمان حال تان می شوید٢)زمانی که فلان چیز را داشته باشم، خوشحال خواهم بود: با رسیدن شما به هدفتان حاصل نمی شود و اگر هم به دست بیاید موقت و زود گذر است، سعی کنید ارزش های درونی خلق کنید و همچنین شادی و نشاطتان را به یک هدف گره نزنید، شاد بودن محصول درست زیستن است و غمگین بودن های گذرا نیز بخشی از زندگیست٣)اینکار را بعدا انجام می دهم: ما هیچ وقت نمیدانیم که در واقع چقدر زمان داریم، ممکن است روزی از خواب بیدار شوید و بفهمید که دیگر زمانی که برای انجام کارها میخواستید انجام دهید ندارید.اگر به دنبال این هستید تا زمانی برسد که همه چیز امن و امان باشد و بعد شروع کنید،باید بدانید این زمان هیچگاه نمیرسد۴)هیچکس مرا نمی فهمد: شما تنها نیستید، فقط به این دلیل که دیگران با شما موافق نیستند شما نباید بگویید که درکتان نمیکنند. متفاوت بودن خوب است و گاهی گوش دادن به فردی با عقیده ای متفاوت، به شما کمک میکند تا خودتان را بهتر بفهمید
دیدگاه · 1400/03/6 - 12:49 در عشق اول 10 +
ßina
ßina
مادر تو مرا ببخش بخاطر کارها و حرفهایی که زدم ولی دیدی
ببخش مرا که ناراحتت کردم میدانم تنها کسی هستی که قبل از اینکه بگویم ببخش
تو بخشیده ای مرا
مادر کاش همه مثل تو بودند اکنون فهمیدم که تو برایم همه کس بودی
میدانی عشق هم فقط عشق خودت که وقتی ناراحت بودم آرامم می کردی
ناراحتم دلم گرفته است و کسی نیست که آرام بخش دردهایم باشد

4 دیدگاه · 1400/03/5 - 21:30 5 +
mahyar
mahyar
گفتم:میدانی که چند سال است دلم کنار تو به جا مانده؟
گفتا:این دل بی نام و نشان دل توست که خواب ندارد؟ گفتم:سوختن را ندیده ای که خنده بر روی لب داری گفتا:سوختن که برای یار است، تو برای چه رنگ پریده ای؟.


heliya
heliya
ضعیفه نبوده ایم ،
اگر سالها دیدیم و دیده نشدیم
اگر سالها قصد کردیم و راهی نشدیم
1 دیدگاه · 1400/03/2 - 11:12 4 +
لیلی
لیلی

میدانی زیباست یک نفر بیاید که پای رفتن نداشته باشد.
هرچقد تو ناتوان در نگه داشتن آدم ها باشی
او ناتوان در رفتن
یک نفر بیاید که بجای تمام رفتن ها بماند.
یک نفر که خیالت را آسوده کند که هست
همیشه
در هر لحظه
یک نفر که قرار نیست جای تو را به فرد دیگری هدیه دهد.
1 دیدگاه · 1400/02/20 - 01:57 15 +
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
تو نمیدانی ولی ...
روزگار مینوازد ...
ما نیز میرقصیم ...

1620153707199892_orig.jpg
‌‌
‌ ‌ ‌
پروردگارا به ما شهامتی بده در مورد آنچه نمیدانیم گه نخوریم

♡عطی♡
♡عطی♡

دلم برای تو تنگ است و خوب میدانی
چقدر دوری و من بی تو، ابرِ بارانی

دلم هوایِ دو فنجان چای و لبخندت
دلم هوای تو و یک سکوتِ طولانی...

IMG_20210427_152853_248.jpg
دیدگاه · 1400/02/7 - 15:30 در عشق اول 4 +
♡عطی♡
♡عطی♡
” زیادی ” دوستت داشتم !

میدانی اشتباه از کجاست ؟! از تو نیست !

اشتباه از ” من ” است . . .

هر جا رنجیدم به رویت نیاوردم !

” لبخند ” زدم !
فکر کردی درد ندارد ، ” محکم تر ” زدی
دیدگاه · 1400/02/3 - 03:51 در عشق اول 4 +
leyila
leyila

گاهی وقت ها یاد یک نفر

در دلت مثل زخمی میشود که مدام رویش نمک می ریزند… با هر بارانی با هر بوی عطری هر خاطره ای هر حرفی، هر لبخندی و هر کوچکترین چیزی شبیه او… ومیدانی بدترش کجاست ؟؟ آنجا که آن یک نفر حتی ذره ای به تو فکر نمی کند اما تو یادش را با خودت همه جا میبری… اما تو، زخم ات خوب شدنی نیست! راستی… ما چرا، مثل آدم های رفته ی مان فراموشی نمیگیریم ؟؟؟


دیدگاه · 1400/02/3 - 01:35 14 +
Mahnaz
Mahnaz

تونمیدانی چقدر قوی هستی،

تا زمانی که قوی بودن تنها چاره تو باشد.
عکس-پروفایل-۱.jpg
7 دیدگاه · 1400/01/24 - 11:58 21 +
Mehdi
Mehdi
اوايل که ساختمان رو‌به‌رويي را تخريب مي‌کردند دلم گرفت و ناراحت بودم که چرا بايد دقيقاً پنجره‌ي اتاق من رو به چنين تصويري باز شود؟!
من بايد يک رمان عاطفي را تا يک ماه ديگر تحويل مي‌دادم و اين تصوير تخريب، فضاي ذهني‌ام را بر هم مي‌ريخت! اما کم کم با آمدن اين کارگر ساختماني، ديگر عادت کرده بودم قبل از نوشتن چند دقيقه نگاهش کنم. دروغ چرا شخصيت اصلي داستانم، داشت شبيه‌اش مي‌شد!
از بقيه زودتر مي‌آمد! کفش‌هايش هميشه واکس داشت و پيراهن و شلوارش خط اتو! حتي لباس کارش هم مرتب بود!
هر روز بعد از ناهار، زير درخت مي‌نشست و سيگاري روشن مي‌کرد و مشغول حرف زدن با تلفن مي‌شد. نمي‌دانم چه کسي پشت خط بود اما به محض اينکه جواب مي‌داد بدون اينکه حرفي بزند لبخند مي‌زد، از اين خنده‌هايي که وقتي آدم حالش خوب مي‌شود روي لب‌هايش مي‌نشيند، حتي سيبيل‌هايش هم مي‌خنديد!
گاهي ميان حرف‌هايش چشمانش را مي‌بست و کام سيگارش سنگين مي‌شد، با لب‌خواني فهميده بودم تکه کلامش چيست... چشمانش را که مي‌بست مي‌گفت: جان مني!
بعدازظهرها زودتر از همه آماده مي‌شد و مي‌رفت. چند باري هم ديده بودم از گل‌فروشي سر کوچه نرگس خريده بود! هر روز حواسم را پر
Amirkheirkhah33747
Amirkheirkhah33747

???? شکر گزاری کنید ... زمانی که تمرکز بر نعمتهایی که در این لحظه دارید را آغاز می کنید، انرژی عظیمی از وجودتان در کل کیهان به جریان می افتد و درهای نعمت بیشتری به زندگی تان باز میشود. وقتی در اوج مشکلات مالی خودت را ثروتمند و شایسته داشتن پول و ثروت میدانی، که من در این لحظه نیز ثروتمند هستم زیرا چیزهایی در زندگی دارم که قابل ارزش گذاری نیستند. من ثروتمند هستم زیرا در این لحظه بدنی سالم دارم. من ثروتمند هستم زیرا قلبی دارم که پروردگارم در آن جای دارد. من ثروتمند هستم زیرا در این لحظه زنده ام و نفس می کشم. می خواهیم بدانید که برای جذب ثروت ابتدا باید احساس مالک بودن و تمرکز بر فراوانی و کوچکترین نعمت های زندگیتان را یاد بگیرید، اگر خداوند را تنها قدرت ورود ثروت در زندگیت بدانی و ارتباطی زیبا با او برقرار کنی و به معنایی واقعی باور کنی که هیچ فرمانروایی جز او در عالم وجود ندارد که بتواند تو را به والاترین خواسته هایت برساند آنگاه همه چیز به تو داده میشود، وقتی نگران یک لحظه بعد خود نیستی یعنی توکل کرده ای. وقتی دلت قرص است و باقدرت حرکت میکنی

دیدگاه · 1400/01/16 - 12:45 2 +
zohreh
zohreh

#عشقم...

اصیل که باشی، جِنس متعهد بودن را خوب میدانی. عالم و ‌آدم هم بیایند فقط دلت می‌خواهد برای یک نَفر باشی…#وفای-به-عهدمان-برایم-بالاتر-از-هفتاد-شب-عبادت-است...
Double-text-without-text-33.jpg
دیدگاه · 1400/01/4 - 00:59 10 +
.....
.....
دل
ما
با
تو
چنان
است
که
خود
میدانی..
دیدگاه · 1399/12/20 - 16:36 2 +
صفحات: 4 5 6 7 8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ