یافتن پست: #نخست

zohreh
zohreh
ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ
ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ
ﺩﻗﯿﻘﻪﻫﺎ
ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ
ﺭﻭﺯﻫﺎ …
1611784413722547_orig.png
davood
davood
این بود وفادارۍ ،،، این بود محبت؟
اۍ ڪاش نخستین رنگ داشت
ای ڪاش ڪه آن دل ساده فریبت
بر سردر خو ز قفس داشت
گذارم ڪه دراین موج
بهم ریخته بر دوش تو پیداست
من احساس پر از خویشم
سردۍ چو تو با من ننشیند
باید زمن دور شوۍ تا ڪه
دیدگاه · 1400/02/31 - 01:27 در A-D-M
علیرضا
علیرضا

خار در چشم و تیغ بین گلو زخم ،مهمان استخوان شده بود سایه ای شوم پشت هر دیوار در کمین علی«ع» نهان شده بود ناگهان آسمان ترک برداشت فرق خورشید خون فشان شده بود در نجف سینه بیقرار از عشق گفت “لا یمکن الفرار” از عشق) شهادت مظلومانه نخستین شهید محراب حضرت امام علی «علیه السلام »؛ بزرگ مرد تاریخ بشریت را بـه عموم مسلمین جهان ؛ تسلیت عرض می نماییم.


ازطرف کل مجموعه این شبکه .

unnamed.jpg
علیرضا
علیرضا
اول اردیبهشت؛ روز بزرگداشت سعدی

نخستین روز اردیبهشت ماه از سوی نهاد‌های فرهنگی داخلی و خارجی به عنوان روز سعدی نامگذاری شد.

6331568_630.jpg
محسن
محسن

#نخسته ...

۲۰۲۱۰۳۳۰_۱۱۳۵۵۳.jpg
علیرضا
علیرضا
آخرین روزهای اسفند است

از سر شاخ این برهنه چنار
مرغکی با ترنمی بیدار

می زند نغمه
نیست معلومم

آخرین شکوه از زمستان است
یا نخستین ترانه‌های بهار... ؟

photo_2021-03-19_10-20-54.jpg
علیرضا
علیرضا
تو همان عشق ِ نخستین ِ منے باور ڪن
روح شایسته ے تحسین منے باور ڪن

عشق را بر دلم انداخته اے طاقت سوز !
چاک ِ پیراهن خونین منے باور ڪن

مژده فال خوش خواجه ے شیراز شدی
ماه نو بر لب پرچین منے باورڪن

mmm
mmm

18اسفند سالروز درگذشت سیمین دانشور

همسر جلال ال احمد
نویسندهو مترجم و نخستین زنی که در زبان فارسی بصورت حرفه ای داستان نوشت

.
بخشی از سووشون ، مهمترین اثر سیمین دانشور که به 17 زبان ترجمه شده

گریه نکن خواهرم.۰۰۰۰ در خانه‌ات خواهد رویید،،، و درخت‌هایی در شهرت،، و بسیار درختان،، در سرزمینت.۰۰۰ و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید،، و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر،، را ندیدی
نارنج خورشید
نارنج خورشید
روزی لئونید برژنف نخست‌وزير شوروی از خياط مخصوصش در مسکو خواست تا از پارچه‌ای كه آورده يک دست كت و شلوار برای او بدوزد ولی خياط بعد از اندازه‌گيری پارچه گفت که اندازۀ آن برای کت‌وشلوار جناب برژنف كافی نيست . برژنف پارچه را گرفت و در سفری كه به بلگراد داشت به صورت اتفاقی از يک خياط يوگوسلاو خواست تا برایش يک دست كت و شلوار بدوزد . خياط بعد از اندازه‌گيری‌ گفت كه مقدار پارچه زیاد است و ميتواند حتی يک جليقۀ اضافی نيز از آن دربیاورد !!
برژنف با تعجب از مشاور خود پرسيد پس چرا آن خياط روس نتوانست این كت‌وشلوار را بدوزد ؟؟ او پاسخ داد : قربان خیاط گناهی ندارد چون مردم در مسکو شما را بزرگتر از آن چه كه واقعا هستيد تصور ميكنند ...
حالا حکایت بعضیاست که خیلی هارو خیلی بزرگتر از خودشون میبینیم
علیرضا
علیرضا
آب آرزو نداشت به غیر از روان شدن
دریا غمی نداشت به‌جز آسمان شدن

می‌خواست بال و پر زدن از خویشتن قفس
چندان‌که «تن» رها شدن از «خویش» و جان شدن

آهن به فکر تیغ شدن بود و برگزید
در رنج‌بوته‌های زمان، امتحان شدن

davood
davood
این بود و این بود ؟
ای ڪاش نخستین نفست رنگ داشت
ای ڪاش درآن دل ساده
بر خود مهر و نشانی ز داشت
برو ورنه چنان ببویم
لبهای توۍ زده را ڪز نفس افتی
دیوانه برو ورنه چنان سخت
تا ناله ڪنان آئی و در پاۍ من افتۍ
ـ ـ ـ ↓↓↓
دیدگاه · 1399/10/30 - 20:56 در A-D-M
♡عطی♡
♡عطی♡
ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ
ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ
ﺩﻗﯿﻘﻪﻫﺎ
ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ
ﺭﻭﺯﻫﺎ …
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻣﯽﺁﯾﯽ
ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ
ﺳﺎﻝﻫﺎﺳﺖ
ﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﻭُ
ﭼﯿﺰﯼ ﺣﺲ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ
آیلار دختری در مزرعه
آیلار دختری در مزرعه
شخصى به بودا گفت:
من خوشبختى ميخواهم

بودا گفت: نخست "من" را حذف كن كه حكايت از نفس دارد، سپس "ميخواهم" را حذف كن كه حكايت از ميل و خواسته دارد

اكنون آنچه با تو باقى ميماند
خوشبختى است ...
مریم
مریم

ای یاردور دست! که دل میبری هنوز
چون آتش نهفته به خاکستری هنوز
هر چند خط کشیده بر آیینه ات ، زمان
در چشمم از تمامی خوبان سری هنوز
سودای دلنشین نخستین و آخرین
عمرم گذشته است و توام در سری هنوز

IMG_20201116_113041_097.jpg
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎ
ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ
ﺩﻗﯿﻘﻪﻫﺎ
ﺳﺎﻋﺖﻫﺎ
ﺭﻭﺯﻫﺎ …
ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻣﯽﺁﯾﯽ
ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ
ﺳﺎﻝﻫﺎﺳﺖ
ﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﻭُ
ﭼﯿﺰﯼ ﺣﺲ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ