یافتن پست: #نرگس_صرافیان

*Taranom*
*Taranom*

گاهی نباش ...
خودت را بردار و کمی دورتر از قافله بایست ،
وجودت را از همه ی آدم هایِ اطرافت دریغ کن ...
ببین چه کسی نبودنت را حس می کند ؟!
چه کسی حواسش به حال و احوالاتِ توست ؟!
سکوت کن و منتظر بمان و ببین کدام آدمِ با معرفتی برایِ پیدا کردنِ تو ، پس کوچه هایِ تنهایی ات را زیر و رو می کند ؟!
کدامشان نگرانت می شود ؟!
و اصلا چه کسی ، برای نگه داشتنِ تو ، به خودش زحمت می دهد ؟!
اگر نبودی و دیدی آب از آبِ روزمرِگی هایشان تکان نخورد ، تعجب نکن !
رسمِ آدم ها همین است ؛
اگر بودی که هیچ ...
اگر نبودی ، دیگران هستند !!!
این تویی که باید عاقل باشی و خودت را برایِ چنین جماعتِ بی تفاوت و بی عاطفه ای ، خرج نکنی ... !

نرگس_صرافیان

دیدگاه · 1399/04/21 - 12:48 7 +
∞♡ خورشید ♡∞
∞♡ خورشید ♡∞

فراموشش کردم
چونان ماهی حوض که اقیانوس را
چونان گل‌های گل‌فروش که باغچه را
چونان آب ریخته که سبو را
بازگشت بهمحال شده‌ بود وفراموشش کردم ... {-35-}

دیدگاه · 1399/04/2 - 18:50 در A-D-M 9 +
∞♡ خورشید ♡∞
∞♡ خورشید ♡∞

شده ام پروژه‌ای ناتمام
پلی نیمه کاره میان هوا و زمین
پرم از آرزوهایی که نصفه نیمه شده‌اند ... {-35-}

دیدگاه · 1399/03/28 - 21:56 در A-D-M 12 +
لیلی
لیلی

همیشه عمیق ترین زخم را از کسانی می خوریم که نه ما را می‌خواهند، نه دیگران را با ما!
همان‌هایی که می‌فهمند فراموششان کرده‌ایم؛ تشنه تر می‌شوند به تداعی و باز می‌گردند، عطرشان را در حال و هوای خوبِ آدم می‌پیچند، دلِ آدم را به بودنشان گرم می‌کنند، چشم بر هم می‌زنی و نیستند!
باز هم تو مانده ای و یک کلافگی تکراری و حالی که خوب نیست و راهِ بارها رفته ای که در آغازِ آن ایستاده ای...
باید فاصله گرفت؛ از آدم‌هایی که تو را در چرخه ی دردناکِ خواستن و فراموش کردنشان نگه می‌دارند، آن‌ها که رفتن را بلد نیستند، اما نبودن را چرا...
آن ها که برمی‌گردند، نه اینکه دوستت داشته باشند، بر می‌گردند چون از فراموش شدن می‌ترسند.
تمام آدم ها از فراموش شدن می‌ترسند،
تمامِ آدم ها...
6 دیدگاه · 1399/03/18 - 14:58 12 +
∞♡ خورشید ♡∞
∞♡ خورشید ♡∞

فراموشش کردم
چونان ماهی حوض، که اقیانوس را
چونان گل‌های گل‌فروش که باغچه را
چونان آبِ ریخته که سبو را
بازگشت بهمحال شده‌بود و فراموشش کردم...
{-35-}

دیدگاه · 1399/03/14 - 22:40 در A-D-M 12 +
︶‿︶
︶‿︶
مگر می شود تو را داشت ،
تو را دید ،
با تو حرف زد ،
و بهشت را رویِ زمین احساس نکرد ؟!
بخدا بهشت همین جاست ،
همین نقطه ای که من هستم ،
همین جا که تو می خندی ..‌.
رضاا
رضاا
آپلود عکس

به ایستگاه منطق که رسیدی؛ بعضی آدم‌ها از نگاه تو می‌افتند، بعضی ناخواسته عزیزتر می‌شوند و نسبت به بعضی، کاملا بی‌حس می‌شوی. اما چیزی که مهم است این است؛ در قلمروی منطق، هیچ چیز بی‌دلیل نیست.

عزیزترینت ذره ذره از مقابل چشمان تو می‌افتد، تو می‌بینی، اما دلیل این سقوط را روی دریچه‌ی احساست حک می‌کنی، به منطقت حق می‌دهی و هیچ تلاشی برای نگه داشتن دلبستگی‌ات نمی‌کنی.

به ایستگاه منطق که رسیدی؛ تمامِ بودن‌ها، ماندن‌ها و از دست دادن‌ها، هزار و یک برهان و معادله دارند و تمام کارها و رفتارها برای نیل به نتیجه‌ای معیّن انجام می‌شوند.

به ایستگاه منطق که رسیدی؛ پخته می‌شوی، آنقدر که دست‌نیافتنی‌ترین بخش وجود تو برای آدم‌ها، جزیره‌ی احساس تو خواهد بود.

davood
davood
سڪـــــــــــــــوت ،،،
بزرگـــــترین اشتبـــــاه
وقتـــــی اے به سراشیــــــــــبے ،،،
رسیــــــــــده اســـــت
وقــــــــــتے ے زیــــــــــادے براے ،،،
و ناگفــــــــــتہ اے براے شنیــــــــــدن
هســــــــــت .،،،
بیرحمـــــــــــــــانہ تریـــــن ،،،

دیدگاه · 1399/03/9 - 12:08 در A-D-M 13 +
︶‿︶
︶‿︶
مگر می شود تو را داشت ،
تو را دید ،
با تو حرف زد ،
و بهشت را رویِ زمین احساس نکرد ؟!
بخدا بهشت همین جاست ،
همین نقطه ای که من هستم ،
همین جا که تو می خندی ..‌.
لیلی
لیلی
خردادِ عزیز !
خوش آمدی ...
با این که می دانم در کوله ات ، چیزی جز خاطره ی امتحانات و بویِ تندِ بیقراری نداری ...
با این که می دانم ، هرگز شبیهِ اردیبهشت ، صورتی و دلبرانه نخواهی بود ،
با این که با هوایت غریبه ام ...
ولی من آن قدر در خیالم ، حال و هوایِ نابِ اردیبهشت را کِش می دهم ؛

تا حواسم از تو و تکرارِ روزهایت پرت شود ...
مشکل از تو نیست ...
ما از هوایِ تکراریِ این روزها خسته ایم ...
دنبالِ معجزه می گردیم ،
و تو اصلا شبیهِ معجزه نیستی ...
در نگاهِ من ؛
تو با تابستان ،
هیچ فرقی نداری ...
لطفا میانِ صفحاتِ معمولی ات ؛
دو سه خط ، بارانِ غیرِ معمولی مهمانمان کن ...
شاید از حضورت کمی ذوق کردیم ...


دیدگاه · 1399/03/1 - 15:29 11 +
majid
majid

دستِ خودم نیست !
صبح که می شود ؛
بی اختیار دنبالِ اتفاقاتِ خوب می گردم
دنبالِ آدم هایِ خوبی
که حالِ خوبم را
با لبخند هایشان
به روزگارم سنجاق کنم ...
یک روز خوب ، اتفاق نمی افتد ،
ساخته می شود !!!

رضاا
رضاا
آدم برای اینکه احساس زنده بودن کند، باید کسی را دوست داشته باشد.
باید کسی را دوست بداری تا هر صبح دلیل محکمی برای بیدار شدن داشته باشی و هربار که به بن‌بست رسیدی برهان قاطعی برای جا نزدن و ادامه دادن...
باید کسی را دوست بداری تا "هر نفس که فرو می‌رود ممد حیات باشد و هر نفس که بیرون می‌رود مفرح ذات"...
باید کسی را دوست بداری تا با تماشای نور باریک و ضعیف ماه، غرق اشتیاق شوی و با شنیدن آوای آرام جیرجیرک‌ها، احساس رهایی کنی.
آنان که کسی را دوست دارند، احساس زنده‌بودن می‌کنند و آنان که توسط کسی دوست داشته می‌شوند، زندگی می‌کنند...
چه خوشبختند آنان که دوست دارند و چه خوشبخت‌ترند آنان که دوست داشته می‌شوند...




211a237cd6a038661657d21caf0aa98e.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛

#نرگس_صرافیان_طوفان


حال خوبت را به هیچکس گره نزن
یادبگیر؛
بدونِ نیاز به دیگران شاد باشی،
بخندی...
و امیدوار باشی!
باور کن؛
این مردم.. حوصله‌ی خودشان را هم ندارند!
تو باید خودت
دلیلِ اتفاقات خوب زندگی‌ات باشی!
ROZ
ROZ
کاش می‌شد تمامِ آدم‌های غمگین و تنهای جهان را در آغوش کشید، برایشان چای ریخت، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده، به لحظات‌شان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد.
کاش می‌شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم‌ها گفت که غم و اندوه، رفتنی است و روزهای خوب در راه‌اند، که حالِ همه‌‌مان خوب خواهد شد... .



57278077_2271878729729040_6120394389781917491_n.jpg
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛

حال خوبت را به هیچکس گره نزن
یادبگیر؛
بدونِ نیاز به دیگران شاد باشی،
بخندی...
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ