یافتن پست: #هرآنچه

Aassaall
Aassaall

یه روز ب خودت میای میبینی

هرچی صبر بوده
خرج کردی
هرچی اعصاب بوده
خورد کردی
دیگه تحمل هیچی
تحمل هیچیووو
نداری ... دلت آرامش مطلق میخواد
یه دوری از هرآنچه هست و هر آنچه نیست ...
mohammad
mohammad
کارامروزم نیست که بغض می کنم به حرفهایی که نمی فهممشان!

لج میکنم باخاطره هایی که نمی خواهمشان!

ومی شکنم

زیربارنگاههایی که نمی شناسمشان!

تومی دانی٬

چرافاصله اینهمه دور و

گریه اینهمه فراوان و

خانه اینهمه سوت و کوراست؟

تو می دانی

چه شدراه دریا را گم کردیم؟

چه شدنفسهایمان بوی غربت گرفت؟

ازمن نپرس!!!

من سالهاست تنها چشمان تورا می خوانم.

بامن از دریا

ازباران

ازخواب خوش کبوتران مهاجر

بامن از هرآنچه در سینه داری سخن بگو.

من نیزخواهم گفت.

برایت ازدل بیقرار و

پای جامانده در راه و

خوابهای بی توکابوس و

هرآنچه در سینه دارم خواهم گفت.

خواهم گفت:

عطردریا که در کوچه می پیچد

می فهمم آمده ای.

واعتراف خواهم کرد:

چشمان تو اگر نبود

کافر می شدم به خدایی که سیاه را آفرید!
mohammad
mohammad

کارامروزم نیست که بغض می کنم به حرفهایی که نمی فهممشان!

لج میکنم باخاطره هایی که نمی خواهمشان!

ومی شکنم

زیربارنگاههایی که نمی شناسمشان!

تومی دانی٬

چرافاصله اینهمه دور و

گریه اینهمه فراوان و

خانه اینهمه سوت و کوراست؟

تو می دانی

چه شدراه دریا را گم کردیم؟

چه شدنفسهایمان بوی غربت گرفت؟

ازمن نپرس!!!

من سالهاست تنها چشمان تورا می خوانم.

بامن از دریا

ازباران

ازخواب خوش کبوتران مهاجر

بامن از هرآنچه در سینه داری سخن بگو.

من نیزخواهم گفت.

برایت ازدل بیقرار و

پای جامانده در راه و

خوابهای بی توکابوس و

هرآنچه در سینه دارم خواهم گفت.

خواهم گفت:

عطردریا که در کوچه می پیچد

می فهمم آمده ای.

واعتراف خواهم کرد:

چشمان تو اگر نبود

کافر می شدم به خدایی که سیاه را آفرید!


امیر
امیر

روزی شاگردی از استاد خود پرسید:
سم چیست؟
استاد به زیبایی پاسخ داد:
هرآنچه که بیش از نیاز و
ضرورت ما
باشد، سم است!
مانند: قدرت، ثروت، ایگو، بلند
پروازی، عشق، نفرت و یا هر چیز دیگری.

شاگرد بار دیگر پرسید:
استاد، حسادت چیست؟
استاد ادامه داد:
عدم پذیرش داشته‌ها و
موقعیت‌های خوب در دیگران.
و اگر ما آن خوبیها در دیگران را
بپذیریم، به الهام و انگیزه تبدیل
خواهد شد...

شاگرد: خشم چیست؟
استاد: رد و عدم قبول چیزهایی که
فراتر از کنترل و توانایی ما است...
اگر ما آن را پذیرا باشیم، این ویژگی
به صبر و شکیبایی بدل خواهد شد..

شاگرد: نفرت چیست؟
استاد: عدم پذیرش شخص
به همان صورتی که هست.
و اگر ما شخص را بدون قید و شرط
پذیرا باشیم، این‌ نفرت به‌ عشق
تبدیل خواهد شد! ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

مجید f45
مجید f45
دارکوب اگر عاشق شود
رازی نهان نمی ماند
.
هرآنچه را که هست
بعد از دو روزی
بر ساقه و تنه‌ی درختان
می کوبد و
جمله جهان
می فهمند !
mohammad
mohammad
کارامروزم نیست که بغض می کنم به حرفهایی که نمی فهممشان!

لج میکنم باخاطره هایی که نمی خواهمشان!

ومی شکنم

زیربارنگاههایی که نمی شناسمشان!

تومی دانی٬

چرافاصله اینهمه دور و

گریه اینهمه فراوان و

خانه اینهمه سوت و کوراست؟

تو می دانی

چه شدراه دریا را گم کردیم؟

چه شدنفسهایمان بوی غربت گرفت؟

ازمن نپرس!!!

من سالهاست تنها چشمان تورا می خوانم.

بامن از دریا

ازباران

ازخواب خوش کبوتران مهاجر

بامن از هرآنچه در سینه داری سخن بگو.

من نیزخواهم گفت.

برایت ازدل بیقرار و

پای جامانده در راه و

خوابهای بی توکابوس و

هرآنچه در سینه دارم خواهم گفت.

خواهم گفت:

عطردریا که در کوچه می پیچد

می فهمم آمده ای.

واعتراف خواهم کرد:

چشمان تو اگر نبود

کافر می شدم به خدایی که سیاه را آفرید!
مجید f45
مجید f45
بانگاهش عقل ما دزدید و
دل دیوانه کرد
.
تا بسوزاند هرآنچه
حال، در احوال ماست .
داتام
داتام
قلمت را بردار؛
بنویس از همه‌ی خوبی‌ها،
زندگی،
عشق،
امید و هرآنچه بر روی زمین زیباست...
گل مریم، گل رز ...
روی کاغذ بنویس زندگی با همه تلخی‌هایش زیباست...

✍️ حسین پناهی
Pari
Pari
عملی اگر کاشتید،
عادتی درو خواهید کرد.
عادتی اگر کاشتید،
اخلاقی درو خواهید کرد.
اخلاقی اگر کاشتید،
سرنوشتی درو خواهید کرد.

هرآنچه راکه بدهیم
همان را دریافت میکنیم
این یک قانون جهانی است
دربرابرهدیه کردنِ خار نمیتوان
انتظاردریافت گل داشته باشید
پس خالق عشق باش همانند او
علیرضا
علیرضا

خیلیهاحاضرن باپای پیاده تاکربلابرن ولی حاضرنیستن تاپل عابرپیاده که۳۰مترازشون فاصه داره برن و.....

ROZ
ROZ
پائیز را با تمامِ جدایی هایش...
دنیا را با تمام تلخی هایش...
و تورا با تمامِ نبودنت می خواهم‌....
من می گذرانم ...
با تمامِ تلخی ها و نبودنت ...
که سرشار از تو است....
تو نمی دانی...
که دیوانه ...
با هرآنچه که تلخ است ...
روزگار خود را سپری می کند...

مجید f45
مجید f45
در رهت دادم هرآنچه در تنم جان داشتم

در دلم گر اندکی هم دین و ایمان داشتم


می خورم افسوس طی شد عمر در بیراهه ها

در قفس بودم, هراس از بند و زندان داشتم
ROZ
ROZ
اگر هنوز
بعد از گذشت سال ها
هر از گاهى دل ات مى گیرد
و بى آنكه خودت بدانى چرا
بغضى خفیف
حتا براى ثانیه اى
راه گلویت را مى بندد
بدان كه من
هرآنچه باید به تو مى گفتم را
هیچ وقت نشد كه بگویم

500x473_1568794412611239.png
مجید f45
مجید f45
کاش یاد تو
به سان فلفلی زیر بینی که تحریکت میکند عطسه کنی،
قلبم را تحریک میکرد
تا هرآنچه از تو در قلب دارم
بیرون بریزد . . .
نارنج خورشید
نارنج خورشید
خدایا
دستم به آسمانت نمیرسد
اما توکه دستت به زمین میرسد

به حرمت روز تاسوعا
و به حق آقا ابوالفضل (ع)

عزت دوستان وعزیزانم را
تاعرش کبریایی خودبلندکن.

و عطاکن به آنان
هرآنچه برایشان خیراست
و دلشان را لبریزکن ازشادی وعشق به اهل بیت ...
التماس دعا
صفحات: 1 2 3 4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ