یافتن پست: #هستی

٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠

[لینک ضمیمه]


Elaheh_Pic.jpg
azar
azar

زندگی ممکنه سخت باشه

اما تو ا نقدر قوی هستی
که موفق میشی
دیدگاه · 9 ساعت قبل 2 +
azar
azar

زندگی زیباست

در احظه و حال زندگی کن
از اونچه که هستی شاکر باش
دیدگاه · 9 ساعت قبل 1 +
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆

شما دو تا چرا اینقدر شبیه هم شدین

Screenshot_20220117-234536_Chrome.jpg
gezal
gezal

نمی‌توانی
به عقب برگردی
و شروع را عوض کنی!
ولی می‌توانی
از جایی که هستی
آغاز کنی
و پایان را عوض کنی...
Screenshot_20220114-145010.jpg
دیدگاه · 1400/10/27 - 19:57 3 +
azar
azar

بخاطر اینکه دوست و بهترین

رفیق من هستی از تو ممنونم
majid
majid
ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟
هر دم به هوای دل ما می آیی


باز آی و قدم به روی چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا می آیی
دیدگاه · 1400/10/27 - 10:03 4 +
majid
majid
ای غم ، تو که هستی از کجا می آیی؟
هر دم به هوای دل ما می آیی


باز آی و قدم به روی چشمم بگذار
چون اشک به چشمم آشنا می آیی
دیدگاه · 1400/10/27 - 09:54 3 +
محسن
محسن

سلام دوستان ...
شب همگی به خیر ...


- بهترین آدم زندگیت اونیه که وقتی داری از هم میپاشی محکم نگهت داره.


رها
رها

چرا کشتیش؟

آقای قاضی آنلاین بود اما جواب نمیداد/
20 دیدگاه · 1400/10/26 - 19:51 10 +
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆

[لینک ضمیمه]
jEyNzlmMmZkN.jpg
8 دیدگاه · 1400/10/26 - 17:22 10 +
علیرضا
علیرضا
زمانی که دچار شک هستی حقیقت را بگو.
دیدگاه · 1400/10/25 - 17:08 5 +
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

پیرمرد بازنشسته

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد.

در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی که در خیابان افتاده بود را شوت می کردند و سر و صداى عجیبی راه انداختند. این کار هر روز تکرار می شد و آسایش پیرمرد کاملا مختل شده بود. این بود که تصمیم گرفت کاری بکند.

روز بعد که مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا کرد و به آنها گفت: بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این که می بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم که به سن شما بودم همین کار را می کردم.
حالا می خواهم لطفی در حق من بکنید. من روزی 1000 تومن به هر کدام از شما می دهم که بیایید اینجا و همین کارها را بکنید. بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند.

تا آن که چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشکالی نداره؟
بچه ها گفتند: 100 تومن؟ اگه فکر می کنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت کنیم، کورخوندی. ما نیستیم. از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.


☆☆●•Fereshteh●•☆☆
☆☆●•Fereshteh●•☆☆
سلام ب همگی اول هفته خوبی رو داشته باشین حال دلتون خوب خوب


[لینک ضمیمه]



59 دیدگاه · 1400/10/25 - 11:45 13 +
٠•●♤Farid♧●•٠
٠•●♤Farid♧●•٠
این همه ،
نشدنی‌ترین منی!

پ.ن : برای که هستی...{-29-}

IMG_20220114_185200_271.jpg
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ