یافتن پست: #هوشنگ

ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
نیامدی و دیر شد...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
نمی دانم چه می خواهم بگویم
غمی در استخوانم میگُدازد ..

ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است، نشان من و توست




ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
داغ ماتم هاست بر جانم بسی
در دلم آهسته می گرید کسی ...






ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
نگاهت می‌کنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد..







ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
تو رفتی و داغ تو در سینه ماند
به دل آتش عشق دیرینه ماند





ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
‌ ‌ ‌‌‌ ‌
که راستدر این فتنه‌ها امید امان؟
شد آن زمان که دلی بود در امان امید



ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
چه مغرورم...!
ولی آنقدر زنجیرم به احساسم
که تا رد می شوی
کج می‌کنم سمتِ تو راهم را...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
چه مغرورم...!
ولی آنقدر زنجیرم به احساسم
که تا رد می شوی
کج می‌کنم سمتِ تو راهم را...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
وقتی چشمت را باز ميکنی
مي بینی
بزرگترین ضربه ها را همانهايی زده‌اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته‌ای ...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
وقتی چشمت را باز ميکنی
مي بینی
بزرگترین ضربه ها را همانهايی زده‌اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته‌ای ...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
وقتی چشمت را باز ميکنی
مي بینی
بزرگترین ضربه ها را همانهايی زده‌اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته‌ای ...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
وقتی چشمت را باز ميکنی
مي بینی
بزرگترین ضربه ها را همانهايی زده‌اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته‌ای ...
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
نگاهت میکنم خاموش و
خاموشی زبان دارد..
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
ےدُخـترِمَــ؏ــمۘولے
وقتی چشمت را باز ميکنی
مي بینی
بزرگترین ضربه ها را همانهايی زده‌اند
که زمانی با چشم بسته
و از ته دل
دوستشان داشته‌ای ...
صفحات: 2 3 4 5 6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ