یافتن پست: #هَستی

♡عطی♡
♡عطی♡
دَر دورتَرین فواصِل هَستی، نَزدیکتریٓن مخاطبِ من باش جانان
sahariii
sahariii
دوست داشتن ریاضی نیست
تابع دلیل و برهان نیست
تنها دلی میخواهد
برای باختن
جانی برای فداکردن
و نگاهی که دل را هر بار بلرزاند
تو دوست داشتنی ترین نسخه ای هستی که
میشود پیچید
به دست و پای زندگی من
که هی قد بکشی در لحظه هایم
و حالم را خوب تر کنی
تنها ڪسی ڪه
به جـــان مــی گــویی
مَن تنهـــا هستَـم
ڪه بهجان می دَهم
خاص من
مال تو
دلم
سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
قلــب من ســــوی شما میل تپیدن دارد❤️
6 دیدگاه · 1400/06/8 - 16:35 5 +
♡عطی♡
♡عطی♡

دَر دورتَرین فواصِل هَستی، نَزدیکتریٓن مخاطبِ من باش جانان

♡عطی♡
♡عطی♡
دَر دورتَرین فواصِل هَستی، نَزدیکتریٓن مخاطبِ من باش جانان
دیدگاه · 1400/04/22 - 20:05 در عشق اول 12 +
♡عطی♡
♡عطی♡
دًر این دنیــــــٰـــا …

هًمٍہ "مٌســــٰـافٍر" هًستیمـ !

اًمّا ‌…

بٍجاےٍ "نًمـــــٰـــازهایٍمان"

دٍلهــــــٰــــایٍمان شٍڪًستٍہ شده

دیدگاه · 1400/02/3 - 23:58 در عشق اول 1 +
janane
janane

ت‍‌ُو همونی هَستی ک‌‍ہ باع‍‌ث میشی‍‌َنده‌ام بُلن‍‌دتر ب‍‌شہ : ) .!

دیدگاه · 1399/10/11 - 21:32 6 +
♡عطی♡
♡عطی♡
طُ تنها پسری هَستیـ که میشه با بودنِش لبخَند زد!
دوستت دارم عشقم
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛

You're the one

the one l've been looking for

تُ هَمونی هَستی که دُنبالِش میگَشتَم
♡عطی♡
♡عطی♡
ڪنارم که هَستی زمان هم دستپاچه می شود
عقربه ها دو تا یکی میپرند
اما همین که می روی!
تاوان دستپاچگی های ساعـت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند
لحظه های بی تو.
00000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000.jpg
reza
reza

‏امروز ما سَنگدلانٓی هَستیٓم کِه دیروز شما ساختیٓد!

♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
"Leт"S Jυѕт Be Wнo We Reαlly Are."

["بیا فَقَط هَمونی باشیم که واقِعا هَستیم”
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛
♛↣.Ѧყℓสя.↢♛

تو هَمانی کِع دلَم میخواهَد شَصت سالِگی‌هایَم را کِنارَش بُگذرانَم .. هَفتاد سالِگی ! هَمان روزهایی کِع کیسِع‌هایِ کوچَک و بُزرگِع قُرص‌هایَم هُشدارعِ کُهولتِع سِن را میدَهَد ! هَمانی‌‌ کِع دلَم میخواهَد دَر حالی کِع پایِ رادیو نِشستِع است و مُدام با پیچِع رادیو وَر میرَو‌َد و مَرا بِع مرزعِ سَرسام میرسانَد، صِدایم بِزَنَد و بِخواهد بَرایش چای بیاوَرَم .! تو هَمانی کِع میخواهَم سال‌ها بَعد دُرست زَمانی کِع نَوِه هایمان دورِمان را گِرفتَند و مُدام از عاشِقی‌هایِمان میپُرسَند، از سُوال‌هایِشان طَفره بِروم و نِگاهَش کُنَم و دِلم ضَعف بِروَد برایَش .!(: هَمان یِک نَفری هَستی کِع دلَم میخواهَد پَنجاه سالِ بَعد بَرایَش پیراهَنی با گُل‌هایِ ریزِ آبی بِپوشم و تا میتَوانم دِلبَری کُنم ! هَمان دَرمانی کِع در آغوشَش کَمَردرد و پادرد و بالا و پایین شُدَنعِ فشارِخون را بِع فَراموشی بِسپارَم ..(: هَمان هَمدمی کِع میخواهَم سَرم را رویِ شانِه‌اش بُگذارم و فِرِیدون گوش دَهَم (: تو دقیقاً هَمان یک نَفری هستی کِع دلَم میخواهَد پا بِع پایَش پیر شَوَم !

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ