یافتن پست: #پریسا-زابلی

داتام
داتام
چرا مرا بند نمیکنی به خودت؟ من بند شدن میخواهم، من مال کسی شدن میخواهم، تو میدانی مال کسی شدن یعنی چه؟ یعنی کسی هست که همیشه نگران از دست دادنت است،
یعنی تو تعلق داری به کسی، یعنی نشانی داری و هر وقت که گم شوی کسی هست که بگردد به دنبالت، حوالی آن نشانی... چرا مرا مال خودت نمیکنی؟ دست‌هایم منتظر است، چشم‌هایم دو دو میزند، شانه‌هایم سردش می‌شود، دلم هی شور میزند و پاهایم بیقرار و خاطراتت در پی هم، قطار... بیا این بند مرا بند کن به خودت، دلم بند شدن می‌خواهد ...

photo_2021-12-11_20-25-53.jpg
دیدگاه · 1400/09/20 - 20:24 در اریا 4 +
داتام
داتام
چقدر صدای آمدن پاییز شبیه صدای قدم‌های تو بود ملتهب، مرموز، دوست داشتنی!
چقدر هوای پاییز شبیه دست‌های توست نه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!
چقدر صدای خش خش برگ‌ها شبیه صدای قلب من است که خواست، افتاد، شکست!
چقدر این پیاده‌روها پر از آرزوهای من است نارنجیِ یکدست، پُر از آدم‌های دست در دست، مست!
چقدر پاییز شبیه دلتنگی‌ست شبیه کسی که بود، رفت کسی که دیگر نیست!

photo_2021-11-11_20-03-52.jpg
4 دیدگاه · 1400/08/20 - 20:03 در اریا 6 +
داتام
داتام
کمک کردن به همنوع فقط نمی‌تواند شامل مسائل مادی باشد، آدمی در شرایطی که برایش اشتباه بودنِ مسیری که پیموده آشکار شده است، بیشتر از هر چیز به درک شدن احتیاج دارد. شماتت و قضاوت نکردن در این لحظه از زندگی برای آن شخص کمک بزرگیست.

photo_2021-09-22_19-18-26.jpg
دیدگاه · 1400/06/31 - 19:17 در اریا 5 +

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ