یافتن پست: #پنجره

علیرضا
علیرضا

تو گذشتی و شب و روز گذشت
آن زمان‌ها به امیدی که تو
بر خواهی گشت،
پای هر پنجره مات…
می نشستم به تماشا، تنها
گاه بر پرده ابر، گاه در روزن ماه،
دور، تا دورترین جاها می رفت نگاه، باز می‌گشتم، هیهات!
چشم ها دوخته ام بر در و دیوار هنوز!


دیدگاه · 1401/05/15 - 16:06 3 +
پریچهر
پریچهر
باز کن پنجره ها راکه نسیم؛

روز میلاد اقاقی‌ها را جشن می‌گیرد
و تابستان

روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است❤ @ejoosta5662

رضا جانم تولدتو بهت تبریک میگم و انشاله

بهترینا برات رقم بخوره عزیزم❤

61 دیدگاه · 1401/05/9 - 23:08 11 +
Mahta
Mahta
تو راه برگشت به خونه از دانشگاه
رو یکی از صندلی های اتوبوس نشستم..
کنارم یکنفر نشسته بود
که از پنجره بیرون رو نگاه میکرد
اتوبوس شروع به حرکت کرد و آروم میرفت
تو جاده اصلی که افتاد،
یه نفر پنجره اتوبوس رو باز کرد..
تو اتوبوس یه هوایی پیچید
و بوی عطر خاصی رو حس کردم
بغل دستی من که هندزفری داشت
چشماش رو گرد کرد
هندزفری رو از گوشش برداشت
یه جوری به قسمت جلوی اتوبوس نگاه میکرد
که انگار دنبال کسی میگرده
یا انگار یه کسی رو تو اون شلوغی گم کرده!
Mehdi
Mehdi

امروز صبح که از خواب بیدار شدی

برای خودت اسپند دود کن
مردی احتمالاً روان پریش
تمام دیشب را
با دیوار و پنجره ی اتاق اش
از زیبایی ات گفته
و قربان صدقه ات رفته است.



IMG_20220720_131640_833.jpg
دیدگاه · 1401/05/2 - 00:55 11 +
رها
رها

هیچ تغییری نکرده ام

فقط برای خودم سنگری ساخته ام
بدون پنجره
بدون ماه
که نه من پای بلاتکلیفی ام خوب است و
نه تو پای آمدنت
من از خاطره شدن فراریم و
تو در خاطره ساختن مبتحر.....



1655651160723560_large.jpg
علیرضا
علیرضا
آدم بوی غذایی را بشنود دلش بخواهد و نداشته باشدش نفسش می ماند .مریض می شود ..! دیروز کنار پنجره بوی عطرت
می آمد …

دیدگاه · 1401/04/28 - 17:13 7 +
Mehdi
Mehdi

نه قراری برای ملاقات

نه حرفی برای گفتن
نه ذوقی برای خواندنِ کتابی،
من را چه شده بود؟
گوشه ی سرد اتاق زل زده بودم به این احوال سوت وکور
آهنگی که مدام تکرار می‌شد
صدای عقربه های ساعتی که گذر بی شوق زندگی را نشانم می‌داد
بشقاب غذایی که دست نخورده باقی مانده بود تا دانه های برنج را با سلیقه در بالکن بچینم
تا شاید پرندگان رهگذر را دعوت کنم به صرف تنهایی ام!
از سر بی حوصلگی سراغ کمد وسیله های قدیمی رفتم
نمی‌دانم، شاید لا به لای این اجناسِ خاک خورده به دنبال حوصله ی گم شده ام می‌گشتم
به دنبال روز هایی که به هر بهانه ای لب هایم کِش می آمد و لبخندی شورانگیز نظم پوست صورتم را بر هم می‌ریخت.
هر کدام از این اجناس خاک خورده حامل تکه ای از من بود
حامل خاطره ای که در روزهای بی بازگشت جا مانده بود
چشمم خورد به یک گوشیِ تلفن همراه قدیمی که نمی‌دانم چه وقت اینجا رهایش کرده بودم.
گوشی را دستم گرفتم و نشستم کف زمین و روشن اش کردم
به رسم عادت همان روزها با تپش قلب و دست هایی عرق کرده یکراست رفتم سراغ پوشه ی پیام ها تا شاید حرفی یا جمله‌ ای دلم را به لرزه بیاندازد
چشمانم را بستم و یکی از پیام ها را باز کردم
بعد از صدا زدن اسمم و چند کلمه قربان صدقه
نوشته بودی
"سرکلاس بند نمی‌شوم
مدام از پنجره بیرون را نگاه می‌کنم
آسمان ابری ست و باد می‌وزد، بوی باران دارد این هوا،
نشسته‌ایم به نوشتن و استاد مدام تکرار می‌کند با دلتان بنویسید
من اما دلم پیشِ تو مانده،
چتر نیاری با خودت، بارانی بپوش، عطر همیشگی ات را بزن و کفشی مناسب که پاهایت خسته نشود، می‌خواهم بی توجه به زمان قدم بزنیم، راستی شاخه گلِ آبی رنگ من فراموش نشود، اواسط خیابان ولیعصر، سر کوچه ی دلبر منتظرت هس
1 دیدگاه · 1401/04/23 - 23:55 11 +
پدرام
پدرام
تنها لبی که خیلی نزدیکش شدم و لمسش کردم
لب پنجره بود.‌...

نخند پست احساسیه ://


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
∂ғάяί
∂ғάяί
که شب، ماه را، دارم
که صبح، آفتاب را، دارم
حس با ❤ تا ابد، در یک در بسته..
بی پنجره، تنها
چنین دوستت دارم Y را....

IMG_20220707_005329_674.jpg
Saeed
Saeed

پشت قاب شیشه ی پنجره ای که شب های منو با خود می بره

جایی که گذشته هام مثله تصویر از تو قابش می گذره
پشت قاب بی نفس مثل اون پرنده که دلش گرفته توو قفس
مثل یک حقیقت رفته به باد منو با خود میبره مثل یه رویا تویه خواب ...


[لینک ضمیمه]

دیدگاه · 1401/04/16 - 01:05 5 +
Mehdi
Mehdi

ميگم شازده به نظرت يكی رو دوست داشته باشي بهتره يا يكی دوستت داشته باشه؟

ميگه يكي رو دوست داشته باشی و نتوني بگي بدتره يا يكي دوستت داشته باشه و نتونه بگه؟
ميگم اي منفي باف. نتوني چيه؟ اينا همش اداست، اگه يكي رو بخواي بايد بگي. ميگه تو گفتی؟ ميگم نه بابا من كسي رو دوست ندارم كه. ميگه داري. ميگم نه، كو؟ ميخنده.
ميگم سرده تو هم لختي بيا كنار از بغل پنجره. ميخنده ميگه نگراني سرما بخورم؟ خيال سرما نميخوره. ميگم خيال اگه برقصه و بخنده و حرف بزنه و همه چي رو بدونه، ممكنه سرما هم بخوره. ميگه قرص سبز صبحت روي ميزه. بعدم وايميسه لب پنجره، گنجيشك ميشه پر ميزنه ميره انگار نبوده هيچ وقت.
تا قرصم اثر كنه و برگردم به روزهای ساده ممتد، به اين فكر ميكنم كه آدم تماشا بودن از همشون سخت تره. آدم خواستن و نگاه كردن و دم نزدن. بعدم وايميسم لب پنجره، گنجيشك ميشم و پر ميزنم و ميرم. هيچكس هيچ وقت تو اين خونه نبوده. يا توی دل من. يا توی آغوش تو.

????حميدسليمی


دیدگاه · 1401/04/4 - 22:54 6 +
مهرسا
مهرسا

چرا دوساله بخاطر کرونا درو پنجره باز بود اما پشه ای نبود الان کیپ هم کردیم بازم پشه هست؟؟؟؟

Mehdi
Mehdi

خونه بودم بهم زنگ زد وگفت:دیدی چه بارونی میاد؟تعجب کردم و گفتم:بزار برم لب پنجره اتاقم.وقتی پنجره رو باز کردم دیدم اون پایین داره نگام میکنه،انگار دنیا رو دادن بهم و قهقهه زدم.عادت شد براش و هروقت میگفت بارونه،میرفتم دم پنجره.میخوام بگم کاش بارون بیاد دوباره،خیلی وقته همه جا خشکه






IMG_20220622_005341_409.jpg
3 دیدگاه · 1401/04/1 - 00:50 5 +
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥
❥ᵏꪖtꪖꪗꪊꪀ♥️ꪑ ❥

twitterfarsi_۲۰۲۲۰۵۳۱_tv_2850039085356100040_1_2850039085356100040.mp4 · 3.4MB
علیرضا
علیرضا
سلام صبح بخیر دوستان
سلامی گرم درطلوعی زیبا تقدیم شما مهربانان آرزومیکنم پنجره دلتون همیشه روبه خوشبختی باز بشه آرزو میکنم دراين صبح زیبا مهر ؛ شادی ؛ عشق محبت ؛ سلامتى همنشین شما دوستان خوبم باشد
fd81b1bccf9c8bf1d3b3179073791f11_1024.jpg
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ