یافتن پست: #پهنه

Reza
Reza

.

IMG-20210910-WA0003.jpg
علیرضا
علیرضا
فرا رسیدن میلاد با سعادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) و ولادت مسعود و فرخنده رئیس مذهب فقه جعفری حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) و هفته ی وحدت، این میراث گرانبهای نوید بخش همدلی و همبستگی برای نیل به اهداف عالیه اسلامی است، به علمای اعلام شیعه و سنی، عموم مسلمانان و آزادی خواهان در سراسر پهنه گیتی تبریک و تهنیت عرض نموده، و از درگاه الهی آرزوی سلامتی و شفای تمام مریضا را خواهانم.
تولد-پیامبر20iranbanou.com07037.jpg
دیدگاه · 1400/07/26 - 21:36 5 +
davood
davood
پیش از پا گذاشتن
بر پله ها
ڪفش هامان را بیاندازیم
این صفحات بظاهر سخت
ڪه مایند
میخ ڪفشهامان شده اند
و هم در نمۍآید !
دیدگاه · 1400/06/11 - 18:21 در A-D-M 7 +
Reza
Reza
هميشه دوست داشتم يه بار از غذای اينا ميخوردم
IMG_20210718_171458_881.jpg
43 دیدگاه · 1400/04/27 - 17:14 10 +
علیرضا
علیرضا
رسوایِ جهانم،
و چه باکی ست که من
در پهنه عالم،
به تو آلوده ترینم...
دیدگاه · 1400/03/5 - 11:45 6 +
Mehdi
Mehdi
ای لال بمیرید به حق خودم????????????????????????



IMG_20210515_221655_485.jpg
mohammad
mohammad

من دلم گرم توبود

توسرت گرم دلم...
profile-dokhtar-20.jpg
40 دیدگاه · 1400/02/24 - 00:26 10 +
∞♡ خورشید ♡∞
∞♡ خورشید ♡∞
25 دیدگاه · 1399/12/15 - 10:46 در A-D-M 10 +
ahmad
ahmad

باید امید داشت
تا آفتاب هست تا نور ماه هست
تا یك درخت تنها در پهنه كویر تا یك جوانه بر بدن یك گیاه هست
باید به خویش گفت: شاید جوانه گل شد ..
دیدگاه · 1399/10/5 - 19:48 11 +
davood
davood

پر ڪن این را اے هم ،پر ڪن این پیمانه را از او

مستم ڪن چنان از شور ،تا بگویم قصه او
گم شدم در پهنه, عشق ،در شبی چون چهره, سیاه
ناگهان بی آنڪه بتوانم ،بر سرم بارید گناه
مست بودم مست, و مست ، نازنینی آمدو سنگم را ربود
بسڪه م دادو دادمش ،#ترڪ او ڪڔدم ،چه مےدانم ڪه بود!
مستی م از سر اے هم بار دیگر پر ڪن این را
بده خون, آن ، ، ،
تا به آرم این را ـ

2 دیدگاه · 1399/09/14 - 01:13 در A-D-M 10 +
علیرضا
علیرضا
بیا جانم نگاهی کن که من بی ساز میرقصم
میان کف زدنهایت در این اعجاز میرقصم

نمیترسم ز دیو و دد ، سبکبالم ز خوب و بد
به پهنه بیکران گیتی در این پرواز میرقصم

شوم محو رخ ماهت ، شوم مجنون لیلایت
در این رقص سما هر دم ببین در راز میرقصم

بیا جانم بزن سازی ، که بیتابم در این محفل
صدایت صوت عاشقها ، به صد آواز میرقصم

تمام رقص من باشد ، برای عاشقی چون تو
در این عالم اسیرعشق ، ولی چون باز میرقصم

تو میپرسی ز رقص من ، چرا از کِی چنین رقصم
من از روز الست ای عشق ، من از آغاز میرقصم

برقصم تا که من شاید ، بمیرم در ره عشقم
منم تنهاترین معشوق ، ببین با ناز میرقصم
photo_2020-11-12_09-57-30.jpg
دیدگاه · 1399/08/22 - 10:04 4 +
♡عطی♡
♡عطی♡
شب تن پوشے ست از خیال تو
آن جا ڪه یادت قرار از
پهنه ے خواب هایم مے رباید
و لبریز از لمس تماشایت
شعرهایم به سمت
ِآغوشت سُر مے خورند
در پشت پرچین سڪوت بر دلتنگے هایِ
تلنبار شده ام تڪیه مے ڪنم
و به‌ بلنداے نبودنت
دوست داشتنت را فریاد مے زنم
باز شب مے رسد و من گم مے شوم
در آشوبگرے خیالت میان شعر
و در خلسه ے آغوشت چشم بر تمامِ
شب هاے نبودنت مے بندم ....
ابراهیم
ابراهیم
سلام
امروز جای همگیتون خالی

صبح زود ساعت 6تو یه هوای برفی حرکت کردم به طرف کاشان

وقت رفتن استرس دیررسیدن یا نرسیدن به جلسه ی دادگاه مانع ازاین شد که از زیبائی های برف و جاده بتونم لذت ببرم

ولی وقت برگشت

از یه مسیر کوهستانی برگشتم.

بعداز اینکه قمصرکاشان رو رد کردم به حایی در دل کوه به اسم گلستانه رسیدم

همونجایی که بوی علفش سهراب راهم از خود بیخود ووادار نمود که بگوید:

« در گلستانه چه بوی علفی می آید»

اما آنچه مست کننده و عشق آفرین بود نه بوی علف بلکه برف سپیدی بود که تمام پهنه ی کوه و دامنه را فراگرفته بود

وایضاً تمامی مسیر.

فکر و مغز را به عاشقی و دوست داشتن می کشاند

وچقدر زیبا بود اگر تو هم درکنارم بودی ای دوست.
13 دیدگاه · 1398/10/24 - 16:17 11 +
mohammad
mohammad

همه ی شهر مهیاست مبادا که تو را…

آتش معرکه بالاست مبادا که تو را…

این جماعت همه گرگ اند مبادا که تو را…

پی یک شا م بزرگ اند مبادا که تو را…

دانه و دام زیادست مبادا که تو را…

مرد بدنام زیادست مبادا که تو را…

پشت دیوار نشستند مبادا که تو را…

نانجیبان همه هستند مبادا که تو را…

تا مبادا که تو را باز مبادا که تو را……..

پرده بر پنجره انداز مبادا که تو را…

دل به دریا زده ای ؛این پهنه سراب است نرو…

برف و کولاک زده راه خراب است نرو …

بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم …

با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم…

بی تو پتیاره پاییز مرا می شکند…

این شب وسوسه انگیز مرا می شکند…

بی تو بی کار و کسم, وسعت پشتم خالی است…

گل تو باشی من مفلوک دو مشتم خالی است…

بی تو تقویم پر از جمله ی بی حوصله هاست…

وجهان مادر آبستن خط فاصله هاست…

دیدگاه · 1398/10/1 - 13:24 1 +
ROZ
ROZ
در این زندگی که‌ گاه گداری مثل
پهنه ی یک زمین بایر
فاقد هرگونه تابلوی راهنما٬
معلق بین همه ی گریزراه ها
و افق های گمشده به نظرتان‌ میآید.
دوست داریم به نقطه ای معروف
یا یک ‌نشانی آشنا دست پیدا کنیم٬
همه چیز را در نوعی دفتر رسمی
به ثبت برسانیم،
تا هرگز احساس نکنیم
بی مهابا و‌ کورکورانه جلو‌ میرانیم.
پس پیمان دوستی میبندیم،
و میکوشیم آشنایی های زودگذر و میرنده‌ را
به یادماندنی و‌ پایا تبدیل کنیم.
چه حقی ست که به خود میدهیم
و‌ با زور و‌ هر راه غیرقانونی
وارد زندگی دیگران میشویم
تا بعد با و خودپسندی ‌مان٬
خود را چون تیغ جراحی
‌_قلب_هایشان_فرو‌_کنیم.
از کتابِ در کافه ی جوانی گم شده

صفحات: 1 2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ