یافتن پست: #پویا-جمشیدی

tina
tina
نه! نگفتم دوستت دارم ولی جانم تویی
خالق هر لحظه ازین عشق پنهانم تویی

-بانگاهت داغ یک رویای شیرین بر دلم
می نشانی تا بفهمم حکم ویرانم تویی

بیقراری می کند در شعر هم رویای تو
باعث بی تابی چشمان گریانم تویی

آمدی تا من فقط مومن به چشمانت شوم
ربنا و آتنای "بین دستانم تویی"

گرگهای چشم تو ، آدم به آدم می درند
من نمیترسم از آن وقتی که چوپانم تویی

عشق دورم ؛ از کجای قلعه ام وارد شدی ؟
که ندیدی در حریمم , ماه و سلطانم تویی

درد یعنی حرفی از نام تو در این شعر نیست
من غلط کردم نگفتم !دین و ایمانم تویی

نه زلیخا هم نمیفهمد همین حال مرا
تا جهنم میروم حالا که شیطانم تویی

در غزلهایم شکستم،ذره ذره... راضی ام
منزوی باشم، نباشم،حرف پایانم تویی

تاقیامت در میان سینه حبست میکنم
تاقیامت حسرت چشمان حیرانم تویی



دیدگاه · 1399/05/17 - 00:16 در A-D-M 5 +

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ