یافتن پست: #S

majid
majid
صبح
كه بيدار شدم،
نفسم بند آمده بود
ديشب با تو،
تمام كوچه هاى شهر را دويده بودم.
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

در دوران باستان ، یک پادشاه تخته سنگی را در جاده قرار داده بود. سپس خود را پنهان کرد و تماشا کرد که آیا کسی تخته سنگ را از سر راه خود برمی دارد یا خیر. برخی از ثروتمندترین بازرگانان و درباریان شا به سادگی سنگ را دور زدند و از آن عبور کردند.

بسیاری از مردم با صدای بلند شاه را به دلیل درست نکردن جاده ها سرزنش می کردند ، اما هیچ یک از آنها کاری نکردند که سنگ از سر راه خود خارج شود.

پس از آن یک دهقان که بار سبزیجات همراه داست به تخته سنگ رسید. دهقان با نزدیک شدن به تخته سنگ ، بار خود را زمین گذاشت و سعی کرد سنگ را از جاده بیرون کند. پس از تلاش زیاد ، سرانجام موفق شد. دهقان پس از بازگشت برای برداشتن سبزیجات خود ، متوجه کیف دستی شد که در جاده ای که تخته سنگ در آن قرار داشت ، افتاده است.

کیف پول حاوی سکه های طلا و یادداشتی از پادشاه بود که توضیح می داد طلا مخصوص شخصی است که تخته سنگ را از جاده جدا کرده است.

هر مانعی که در زندگی با آن روبرو می شویم به ما فرصتی برای بهبود شرایط می دهد و در حالی که تنبلان شکایت می کنند ، دیگران از طریق قلب مهربان ، سخاوت و تمایل خود برای انجام کارها فرصت ایجاد می کنند.

azar
azar

تو میری اما اینو بدون که

پای ما درگیر یه مشت
خطراتیم تا ابد
majid
majid
من سوالی دارم ،
یعنی ؛ سر سوزن دلِ من
نزد تو نیست...؟!
دستِ کم؛ اندکی را فکر کن
بنشین کنجِ دلت ؛ سربسته
با خودت خلوت کن
من صبورم...،
پاسخت منفی بود ؛ حرفی نیست
میروم دورتر از چشمانت
مینشینم دو زانو به بَغَل ،
ته خط ؛ بی فرمان
گاه تصمیم به مرگ میگیرم
تو نترسی جانم ؛ چیزی نیست
تو پریشان بشوی میمیرم
حال اینجا ؛ تو چه میدانی من
بی رمق ؛ پشت همین خاطره‌ها
غسلِ دیوانه شدن میگیرم...!

29cbcfbb995d6fe7b710df7cc93ab912_425.jpg
azar
azar

چشمان تو ترجمه همه

شعرهایی عاشقانه منه
azar
azar

چقدر خوبه که عشقت

دستت رو موقع رد کردن
از خیابون بگیره
majid
majid
بی مرز تر از
عشقم و
بی خانه تر از باد


ای فاتحِ
بی لشگرِ من
خانه ات آباد...

azar
azar

اونقدر منتظر تو میمونم که

تا ابد مال هم بشین
majid
majid
هميشه هم حذف كردن راهِ چاره نيست...
گاهى بايد بعضى ها را نگه داريم،
تا زل بزنند به خوشبختىِ مان...
كه ببينند بعد از آنها،
زندگى همچنان ادامه دارد!

majid
majid
من كه خاكستر شدم
اما تو هنگام وداع...
كاش قدري بر لبانت
آه حسرت داشتي...!
azar
azar

صبح شده امروز رو

برای شیرین کردن
لحظاتت رو قند های دلم رو آب کردم
azar
azar

عاشقانه دوست داشتن

یا داری یا نداری
حد وسط تداره
برکه(فرشته)
برکه(فرشته)

فردی از کنار اردوگاه فیل ها عبور می کرد و متوجه شد که فیل ها در قفس نگهداری نمی شوند یا با استفاده از زنجیر آنها را نگه نمی دارند.

تنها چیزی که آنها را از فرار از اردوگاه باز می داشت ، یک تکه طناب کوچک بود که به یکی از پاهای آنها بسته شده بود. وقتی مرد به فیل ها خیره شد ، کاملاً گیج شد که چرا فیل ها از قدرت خود برای پاره کردن طناب و فرار از اردوگاه استفاده نکردند. آنها به راحتی می توانستند این کار را انجام دهند ، اما ، آنها هیچ تلاشی نکردند.

او که کنجکاو بود و می خواست جواب را بداند ، از یک مربی در همان حوالی پرسید که چرا فیلها فقط آنجا ایستاده اند و هرگز سعی در فرار نکردند.

مربی پاسخ داد؛

"وقتی آنها خیلی جوان و کوچکتر هستند ، از همان طناب برای بستن آنها استفاده می کنیم و در آن سن برای نگه داشتن آنها کافی است. وقتی بزرگ می شوند ، عادت می کنند و باور کنند نمی توانند جدا شوند. آنها معتقدند که طناب هنوز می تواند آنها را نگه دارد ، بنابراین هرگز سعی نمی کنند آزاد شوند. "

تنها دلیل آزاد نشدن فیلها و فرار از اردوگاه این بود که با گذشت زمان این عقیده را پذیرفتند که این کار امکان پذیر نیست.

هر چقدر هم که دنیا تلاش می کند شما را عقب نگه دارد ، همیشه با این باور ادامه دهید که به آنچه می خواهید دست پیدا می کنید. باور اینکه می توانید موفق شوید مهمترین مرحله دستیابی به آن است.

majid
majid
حرف هايت را نگه دار...
ميخواهم وقتى ديدمت،
اندازه ى حرف هايت ببوسمت،
ميخواهم محكم در آغوش بگيرمت
طوري كه لباسم
بوى عطرت را به خود بگيرد،
مگر چه اشكالى دارد،
بگذار دنيا با خبر شود
تو مرا كامل ميكنى...
1558383096630308_large.jpg
majid
majid
میخندم اما...
دلم به وسعت این لبخند تنگ است
و کسی نمیفهمد چقدر برای گریه کردن با تو دلتنگم.

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ