یافتن پست: #خیابان

علیرضا
علیرضا

شاید این بار تبر دست درختان افتاد کارصیاد به آهوی گریزان افتاد

شاید امروز مرا چیدی و باخود بردی گذر شاخه ی خشکیده به گلدان افتاد

Mahta
Mahta

باور کن تو را دوست دارم، صدای مرا نقاشی کن...❤
280452904_739591763849687_6880759317775714328_n.mp4 · 1.5MB
Mehdi
Mehdi

@Kafiha


نه،اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود.
دستانش را نگرفته بود ولی.
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود..موهایش،،موهایش باشد برای بعد،حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود،خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند،صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند.
اما ساکت بود،خیره بود
این خستگی از پشت ارایش غلیظش داد میزد.
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات.
گیسو نمیبافدو رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه مانتوات را ببنند،آرام بخند..آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی..به من چه!
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده!!؟
این یارو؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میمانند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس داشت و اعوذبالله مِن هوس!با من که بود فقط پیشانی اش را میبوسیدم.
پیشانی اش آرام وملایم!
انقدر آرام که چشمانش را باز نمیکرد و میگفت تمام شد؟!
میگفتم آری بانو تمام شد
تنها چیزی که در صورتش یافتم همان بوسه های پیشانی بود و لاغیر!
رد بوسه ام را جا گذاشت
milad2016
milad2016
یک خیابان حرف برای قدم زدن دارم .
اماهمدست ندارم ،گوش شنوا ندارم، پای ثابت ندارم
فقط خودم بودم و خودم هستم و خودم خواهم بود و این تلخ ترین قسمت ماجرا خواهد ماند.
3 دیدگاه · 1401/02/14 - 00:52 11 +
داتام
داتام
شعارِ "دوستت دارم" سر میدهم ...!
خیابان هایِ منتهی به قلبت را میبندم !
هدفم تصرف توست ...!
تو باید صدایِ انقلاب مرا بشنوی ...!

photo_2022-05-02_22-34-14.jpg
2 دیدگاه · 1401/02/12 - 22:32 در اریا 5 +
hamedasrafi
hamedasrafi
باران باشد و ....

تو و من ...!

و خیابانی که به یک هم آغوشی خیس

نگاهمان را عادت دهد ...!!!

دیدگاه · 1401/02/6 - 21:49 5 +
hamedasrafi
hamedasrafi
کسی یک لنج فرسوده
در این بندر نمی خواهد

بکش لنگر که این بندر
تو را در بر نمی خواهد

خیابانی که خود را





در حصار خانه می بیند

در آغوش لگدمالش
که همبستر نمی خواهد

دیدگاه · 1401/02/6 - 20:30 7 +
hamedasrafi
hamedasrafi
یک روز یواش و بی صدا خواهم رفت
آرام ز کوچه‌ی شما خواهم رفت

تا بگذرم از طول خیابان جنون
بر پشت دوچرخه‌ی خدا خواهم رفت
hamedasrafi
hamedasrafi
ادامه دار میشوی در من !
در شعر در آهنگ های هر شبه
ادامه دار میشوی در
هزار خیابان ، هزار کافه ، هزار عکس
یک شهر دارد تو را ادامه میدهد
و تو به خیالت رفته ای ...
majid
majid

زنی در خیابان صدایم زد

تو بودی

اما من، دیگر من نبودم!

majid
majid
میگفت اهلِ دزدی نیستم ؛
اما میدزدم نگاه تمام مردم شهر را
که مبادا کسی ، غیر من نگاهت بُکند..!
افسوس که دلش را دزدیدن وروح خرد شده اش را کف خیابان رها کردن....
farhad
farhad

"جاده" بهترین تسکین است...
آدم تمامِ دردهایش را فراموش میکند!
انگار سرتاسرِ اتوبان ها، گردِ بی خیالی پاشیده اند...
گاهی با خودم فکر میکنم؛
اگر ماشین اختراع نشده بود؛
آدم ها با این همه دردِ تلنبار شده چه می کردند؟!
اگر موسیقی نبود،
اگر خیابان نبود،
اگر سفر نبود...
بدونِ این ها که چیزی از آدم نمی مانَد!

Mehdi
Mehdi

@Kafiha


نه،اشتباه نمیدیدم
گرچه هی پلک زدم که ای چشمان لامصب دارید اشتباه میبینید!
اما نه!
خودش بود
داشت شانه به شانه غریبه ای راه می آمد!
نه برای او
برای من غریبه بود.
دستانش را نگرفته بود ولی.
آخر با من که بود دستم را ول نمیکرد که، خیس میشد دستمان اما ول کنیم؟عمرا!
صورتش ذوق نداشت، آرایش داشت، موهایش را هم رنگ کرده بود..موهایش،،موهایش باشد برای بعد،حرف دارم!
آرایش داشت اما صورتش سرد بود،خیره بود
راستش با من که به خیابان میزدیم چشم و ابرویش شلوغ میکردند،صورتش با دماغ و گوش و پلک و ابرو همه با هم میخندیدند.
اما ساکت بود،خیره بود
این خستگی از پشت ارایش غلیظش داد میزد.
معلوم بود روزی هزار و صد بار کسی نمیگوید ای به قربان آن چشمان مورب ات.
گیسو نمیبافدو رژ بیرون زده ازگوشه ی لبش را پاک نمیکند
وسط جمع چشم غره نمیرود که دکمه مانتوات را ببنند،آرام بخند..آخرش هم بگوید میخواستی انقدر خوشگل نباشی..به من چه!
نه این یارو مال این حرف ها نبود
عزیزم این یارو اصلا دستهایت را وسط خیابان به صورتش نزدیک کرده و بو کشیده!!؟
این یارو؟
مردک تا چشمش به برجستگی زنی میخورد کم میمانند دندان روی لب بکشد!
حق داری دستانش را نگیری!
من خیلی پسر بوقی بودم!
در اوج تنهاییمان حتی به لب هایش یورش نمیبردم
ها چرا
چند باری فقط قطرات باران را از روی لب هایش نوشیدم
نوشیدن که هوس نداشت
مستی داشت ولی هوس نه!
اما بوسیدن لب هوس
shamim
shamim

من از تمام آسمان یک باران را میخواهم

از تمام زمین یک خیابان را

و از تمام تو . . .

یک دست که قفل شود در دست من

shamim
shamim

هوا غمگین و طوفانیست ، بارانی نمی آید

قدم هایم به اندام خیابانی نمی آید

تنم میلرزد و آیینه در تصویر میلرزد

چرا آرامش ساعات بُحرانی نمی آید؟

دلم میخواست پر باشد جهان خالی ام از تو

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ