یافتن پست: #میدانی

علیرضا
علیرضا
میدانی از کجای زنگی بیشتر خسته ام ؟
آنجایی که وسط خنده هام بغض میکنم …
دیدگاه · 1400/10/26 - 10:23 1 +
majid
majid
تو از حالم چه می دانی! که من بغضی گلوزادم
به فریادم برس گاهی، برس بر داد بیدادم

تو از حالم چه می دانی! که من اینجا پر از دردم
نه ویرانم! نه آبادم! نه غمگینم! نه دلشادم!

نه می گیری مرا در بر، نه می رانی ز دنیایت
نه زنجیرم کنی بر خود، نه می گویی که آزادم!

ز بس بار غمت هر شب،کشم بر دوش و میگردم
از این خانه، به آن خانه، دگر از شانه اوفتادم!

گر از دردم نمی کاهی، رهایم کن، رهایم کن
تو از حالم چه می دانی؟ چه میدانی ز فریادم!
دیدگاه · 1400/10/18 - 14:29 2 +
طناز
طناز
شما نمیدانید چه قدرتی در نهفته است.
پرخاش، معمولاً چیزی جز تظاهر نیست !

کافکا
علیرضا
علیرضا

گفته بودی که بعد سربازیم … / گفته بودی به پام می مانی
قاصدک باز دست پر برگشت / گفت این روزها پریشانی ..

گفت این روزها دلت خوش نیست / به من و شعرهای دیروزم
گفت درگیر شاملو شدی و / تازگی ها فروغ می خوانی

ماه بانوی من ! خدا نکند / بروی و مرا برنجانی
با تنش های رفتنت نکند / تن این ارگ را بلرزانی ؟؟

نیمه شب های پادگان گاهی / به سرم میزند فرار کنم ..
به سرم میزند فرار کنم … / به سرم میزند … نمیدانی !

دیدگاه · 1400/10/14 - 09:37 3 +
.....
.....

فقط با شوق میخوانی، تو از دردم چه میدانی؟!

تو جان میگیری از شعری که من را بارها کشته …

دیدگاه · 1400/10/8 - 08:00 1 +
majid
majid
کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند فردا
چه میدانی تو از امروز چه میدانم من از فردا
همین یک لحظه را دریاب که فردا قصه اش فرداست
دیدگاه · 1400/10/6 - 13:37 2 +
shamim
shamim
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

می رسم با تو به خانه،از خیابانی که نیست

می نشینی روبه رویم خستگی در میکنی

چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

باز میخندی و میپرسی که حالت بهتر است

باز میخندم که خیلی گرچه میدانی که نیست
6 دیدگاه · 1400/10/5 - 19:07 10 +
.....
.....
گاهی نمیدانی دلگیری یا دلتنگ؟
خسته ای یا بی تاب؟!
خشمگینی یا بی قرار؟
فقط میدانی این حالت را دوست
نداری که نداری...
1 دیدگاه · 1400/10/5 - 14:06 2 +
Reza
Reza
شبکه خبر گفت:
آیا میدانید ایران بیشترین مصرفِ نوشابه در دنیا را دارد؟!
خُب شما آبجو و ویسکی رو آزاد کُن ، اگه کسی نوشابه خورد
دیدگاه · 1400/10/2 - 11:34 7 +
majid
majid
تو از حالم چه می دانی! که من بغضی گلوزادم
به فریادم برس گاهی، برس بر داد بیدادم

تو از حالم چه می دانی! که من اینجا پر از دردم
نه ویرانم! نه آبادم! نه غمگینم! نه دلشادم!

نه می گیری مرا در بر، نه می رانی ز دنیایت
نه زنجیرم کنی بر خود، نه می گویی که آزادم!

ز بس بار غمت هر شب،کشم بر دوش و میگردم
از این خانه، به آن خانه، دگر از شانه اوفتادم!

گر از دردم نمی کاهی، رهایم کن، رهایم کن
تو از حالم چه می دانی؟ چه میدانی ز فریادم!
دیدگاه · 1400/09/30 - 10:50 4 +
majid
majid
برایت
دنیایی به زیبایی
آنچه تو زیبایش میدانی
آرزو میکنم
دنیایت
به زیبایی تمام
آرزوهایت...

دیدگاه · 1400/09/29 - 13:45 5 +
majid
majid
تو جای من نیستی تا بفهمی داشتن تو چقدر خوب است!
جای من نیستی تا بدانی نبودنت چه بحران بزرگیست...
اگر جای من بودی، دو دستی یکی مثل خودت را میچسبیدی! نمیگذاشتی احدالناسی به تو چپ نگاه کند...!
جای من نیستی تا بدانی نگاه از سر شوق تو چقدر زیباست...
جای من نیستی تا بدانی وقتی کسی مانند تو دوستت دارد یعنی چه! تو نمیدانی توجه یکی مثل تو را جلب کردن چقدر خوب است...
فقط باید جای من باشی تا بدانی چه میگویم!
سیما_امیرخانی
دیدگاه · 1400/09/27 - 08:27 5 +
علیرضا
علیرضا

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،

باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …

“پس نیکی را بکار،

بالای هر زمینی…

و زیر هر آسمانی….

برای هر کسی… “

مهرسا
مهرسا
《#تُ را دوس دارم بیشترازجانم...
میدانی که دوست داشتن هم حدی دارد؟! امامن از آن حد بـی مرزهم گذشته ام...》
IMG_20211214_143207_306.jpg
داتام
داتام
چرا مرا بند نمیکنی به خودت؟ من بند شدن میخواهم، من مال کسی شدن میخواهم، تو میدانی مال کسی شدن یعنی چه؟ یعنی کسی هست که همیشه نگران از دست دادنت است،
یعنی تو تعلق داری به کسی، یعنی نشانی داری و هر وقت که گم شوی کسی هست که بگردد به دنبالت، حوالی آن نشانی... چرا مرا مال خودت نمیکنی؟ دست‌هایم منتظر است، چشم‌هایم دو دو میزند، شانه‌هایم سردش می‌شود، دلم هی شور میزند و پاهایم بیقرار و خاطراتت در پی هم، قطار... بیا این بند مرا بند کن به خودت، دلم بند شدن می‌خواهد ...

photo_2021-12-11_20-25-53.jpg
دیدگاه · 1400/09/20 - 20:24 در اریا 4 +
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ