یافتن پست: #کافه

Mehdi
Mehdi
دوست دخترم دم در کافه یه قرآن آورد بیرون داد دستم
گفتم هدیه‌ی قشنگیه ممنونم




گفت چی میگی بابا
به این قران قسم بخور مثل سری قبل موقع حساب فرار نمیکنی تا بیام تو????????

دیدگاه · 1400/04/4 - 15:03 7 +
yashar
yashar

و چشم های تو

همون کافه دنجی است
که قهوه هایش
حرف ندارد..
دیدگاه · 1400/03/27 - 11:43 7 +
ҚΛẐ£ɱiiiiiiii
ҚΛẐ£ɱiiiiiiii

میخوای حاج آقا بیشتر بشکافه برات


[لینک ضمیمه]

دیدگاه · 1400/03/23 - 17:54 5 +
zohreh
zohreh

گم شدن را در خانه تمرین می کردیم

توی کمد پشتِ لباس ها پشتِ مبل بعد ها در خیابان پیاده رو ها کافه ها و بعد توی خودمان

500x1088_1542488334237106.jpg
دیدگاه · 1400/03/19 - 11:58 14 +
zohreh
zohreh

...

عاشق شدن

مثل گوش دادن بـه صدای پیانو

توی یک کافه شلوغ می‌مونه

اگه بخوای بـه اون صدای قشنگ گوش کنی

کافه.jpg
1 دیدگاه · 1400/03/12 - 09:38 11 +
Mehdi
Mehdi
عاشق شدن مثل گوش دادن به صدای پیانو توی یک کافه شلوغ می‌مونه !
اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشم‌هات را ببندی و از همه صداها بگذری و نشنوی ...
بقیه صداها واست آزار دهنده میشه ، صدای پچ‌پچ مردم ، صدای خنده‌ها ، گریه‌ها ، صدای به هم خوردن فنجان‌ها ، حتی صدای باد ...
تو واسم اون صدای قشنگ بودی که من به خاطرش هیچ صدایی رو نشنیدم ...!


IMG_20210529_005521_625.jpg
دیدگاه · 1400/03/8 - 00:54 8 +
Mehdi
Mehdi
روز جهانی برادر رو به همه پسرایی که دختره رو بردن کافه و شمال و کلی خرج کردن ولی آخرش دختره گفت تو مثل داداشمی، تسلیت میگم


Screenshot_۲۰۲۱-۰۵-۲۶-۲۱-۴۵-۱۳-۷۶۰_org.telegram.messenger.jpg
دیدگاه · 1400/03/5 - 21:54 6 +
Mehdi
Mehdi
شاید شبی از شبای بهار توو ولیعصر زیر درختای بهاری با صدای ویولن رقصیدیم.
شاید شبی توو کافه همو بوسیدیم.
شاید شبی با صدای بلند، قهقهه زنان توو پارک ها مشغول خوندن شدیم...
روزها ارزانی خودشون،
شاید لااقل ی شب زندگی برای همه‌ مون قشنگتر شد، شاید...



mahyar
mahyar
بعد از تو

می‌توان به همان خیابان رفت

به همان کافه همان میز و همان قهوه را سفارش داد

اما چه کسی می‌تواند اسمم را مثل تو صدا کند...


دیدگاه · 1399/12/16 - 09:01 در A-D-M 6 +
mahyar
mahyar
هر آدمی
یه روزی یه جایی مجبور میشه خودشو جا بذاره
و بره تویِ یه کافه یه خیابون یه شهر تو دل یه آدمـ......




دیدگاه · 1399/12/12 - 14:30 در A-D-M 10 +
_error_
_error_
فارغ الآرامش شده از دانشگاه رحم
آماده برای ورود به بازار درد.

Mehdi
Mehdi
کاش یه کافه‌ی کوچیک تو تنگ ترین و خلوت ترین پس کوچه‌ی شهر داشتم و تنها مشتریم تو بودی.




raha
raha

کافه چی روی میزش چنین نوشته بود: اینجا طعم تنهایی تلخ تر از قهوه است

دیدگاه · 1399/10/30 - 22:41 7 +
رضــا
رضــا

‏خود ادیسون اولین باری که لامپ جلوش روشن شد صلوات فرستاد.بعد توُ کافه برق اومده دختره میگه تنکس گاد{-2-}

دیدگاه · 1399/10/16 - 14:26 7 +
Mehdi
Mehdi
_چقدر کم حرف شدی


+حوصله ندارم


_شایدم حرفاتو جای دیگه زدی،واسه یکی دیگه


+بعد از این همه مدت همدیگه روندیدیم که این حرفارو بزنیم
صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست
توسط در گروه تاریخ