کاربران گروه

مدیران گروه

امپراطوری فراموش شده

گروه عمومی · 4 کاربر · 17 پست

ارسالهای امپراطوری فراموش شده

حسام پالنگانی
حسام پالنگانی

کردها از تبار کولی های مهاجر هندی هستند حسام پالنگانی

1-کولی ها طوایفی بسیار پر جمعیت از هندوستان و قسمتی از پاکستان هستند که زندگی آنها همیشه با کوچ نشینی همراه بوده؛ و در زبانهای محلی ایرانی مانند طبری نیز «کرد» بمعنی چوپان کوچ نشین است.

2 . لباس محلی کولی ها کاملاً مشابه با لباس محلی کردها است. کلاه کردها مشابه عمامه کولی های هندی است. لباس محلی و آرایش موی زنان کرد شباهت بسیاری با کولی ها دارد. (البته بعضی از کولی ها، لباسهای محلی کشور میزبان را نیز ممکن است بپوشند ولی منظور ما لباس سنتی اصلی کولیان است که شباهت بسیار با لباس کردی دارد) (تشابه قیافه هایشان هم غیر قابل انکار است).

4 . اسامی طوایف کولی ها که به ثبت رسیده اند مشابه اسامی طوایف کردها است. مانند:

طوایف کولی: کلیلایی، سوران، خرات، سور، جات/جاف، کاولی، کرماچی، قادریا، خانی، بوکان

طوایف کردی: کلیایی، سورانی، خرات، زور، جاف، کاویانی، کرمانچی، قادری، خانی، بوکان

کلیلا، نام شهری در استان «راجستان» هندوستان است و به ساکنان آنجا «کلیلایی» گفته میشود. «کولی های کلیلایی» در ایران، «کردهای کلیایی» نامیده میشوند. خرات، نام شهری در استان «اوتار پرادش» هندوستان است. طایفه خرات در سنندج و کرمانشاه رسماً خودشان را کولی معرفی میکنند و در کتاب «تاریخ مردوخ»، نوشته شده توسط مردوخ کردستانی، طایفه خرات را از کردها معرفی میکند. پس ملاحظه میشود که خود کردها، طوایف «کولی» و «کردی» را در یک مقوله دسته بندی کرده اند. در حقیقت چون طوایف مهاجر کولی کوچ نشین بودند از آنرو واژه «کرد» را برای آنها بکار برده اند. خانی، نام طایفه ایست پر جمعیت در استان «هیماچال پرادش» هندوستان در نزدیکی مرز پاکستان اقلیتی هم در پاکستان زندگی میکنند. مهاجران «کولی خانی» در شمال عراق ساکن شدند و بعدها به ترکیه هم مهاجرت کردند. جات، نام یکی از پرجمعیت ترین طوایف هندی است که در سرتاسر شمال هند و قسمتی از پاکستان زندگی میکنند. زط ها، هم زیرشاخه همین طایفه هستند. دسته ای از کولی های جات به شمال عراق مهاجرت و در آنجا ساکن شده بودند و در زمان محمد رضا شاه به ایران مهاجرت کردند و در کرمانشاه ساکن شدند. در ایران به آنها کردهای «جاف» هم می گویند. طایفه ای بنام «زط» هم در استان ایلام زندگی میکند. بوکان، نام یکی از پرجمعیت ترین طوایف هندی است که در استان «پنجاب» زندگی میکنند. در جنوب افغانستان نیز دسته ای از آنها زندگی میکند. بوکان در زبان سانسکریت یعنی «گرد و غبار». بسیاری از مردم این طایفه از پیشوند و پسوند «بوکان» برای اسم فامیل خود استفاده میکنند. کولی های مهاجر «بوکان» در جنوب استان آذربایجان غربی ساکن شدند و اسم آن شهر را هم بوکان گذاشتند.

آرام چراغی زردویی
آرام چراغی زردویی

توهین اکراد تجزیه طلب به زبان و مردم هورامان/ اورامان

توهین تروریست سوران عمر نماینده کُرد در پارلمان اربیل و عضو گروهک تروریستی حرکت اسلامی کردستان به زبان هورامی


[لینک ضمیمه]

[لینک ضمیمه] 4_5886758226883512385.mp4 · 5MB
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
AMIR7
محمد ایناخی
محمد ایناخی

سفرنامه ابن فضلان وتوصیف ترکان (ترجمه سید ابوالفضل طباطبائی، انتشارات شرق)

این مطلب در مورد نژاد اصیل ترکان یعنی نژاد زرد است و شامل ترک زبانهای اذری نمیشود.آلت پرستی دین پیشین ترکان بوده است پیش از آنکه ایرانیان آنها را به دینهای مانوی و مسیحی و بودایی و اسلام آشنا سازند چنانکه ابن فضلان نیز میگوید: سفرنامه ابن فضلان (ترجمه سید ابوالفضل طباطبائی، انتشارات شرق): «چون راه مزبور طی شد به قبیله ای از ترك ها به نام غزها (الغزیه) رسیدیم. آنان مردمی صحرانشین هستند و خانه موئی یا سیاه چادر دارند و همیشه در حركت اند... این مردم زندگی صحرایی دارند و در رنج و مشقت به سر می برند.در عین حال مانند الاغ گمراه اند، به خدا ایمان ندارند و فاقد عقل و شعورند و هیچ چیز را نمی پرستند. فقط بزرگان خود را ارباب می خوانند. وقتی یكی از ایشان بخواهد با رییس خود در كاری مشورت كند می گوید:«ای خدا، در فلان كار چه كنم؟» ایشان در كار خویش با یكدیگر مشورت می كنند اما وقتی در امری اتفاق نمودند و روی آن تصمیم گرفتند، یكی ازپست ترین و فرومایه ترین آنان از میان شان برخاسته، قرارشان را بر هم می زند!

موضوع لواط نزد ایشان بسیار مهم است. مردی از اهل خوارزم به منطقه «گوذركین» كه جانشین پادشاه ترك است، وارد شد و چندی برای خرید گوسفند نزد دوست خود اقامت نمود. میزبان ترك پسر بی ریشی داشت. مرد خوارزمی همچنان به او اظهار علاقه می نمود تا او را به میل خود حاضر و تسلیم ساخت.... فردای آن روز با مردی از ترك ها كه بسیار زشت و بدقیافه و رذل و پلید بود و لباس ژنده ای را در بر داشت برخوردیم. آن روز باران سختی ما را گرفته بود.آن مرد گفت:«بایستید.» تمام قافله كه شامل قریب سه هزار چهارپا و پنج هزار مرد بود از حركت ایستاد.آن گاه گفت:«هیچ یك از شما حركت نكند». همگی دستور او را اطاعت نموده ایستادیم و به او گفتیم: «ما دوستان گوذركین هستیم.» او پیش آمده خنده ای كرد و گفت: «گوذركین كیست! ........ گوذركین.» سپس گفت: «پكند». به زبان خوارزمی یعنی نان. من چند گرده نان به او دادم و آن ها را گرفت وگفت: «بروید به شما رحم كردم» ... نزد قبیله باشقرد:

این جماعت شرورترین و كثیف‌ترین ترك‌ها و سخت‌ترین ایشان در آدم‌كشی می‌باشند. [ناگهان می‌بیند] مردی مرد دیگر را به زمین انداخته سر او را می‌بُرد و آن را برمی‌دارد و بدن‌اش را رها می‌كند. آن‌ها ریش خود را می‌تراشند و شپش می‌خورند. بدین شكل كه درزهای نیم‌تنه‌ی خود را جست‌وجو كرده، شپش‌ها را با دندان جویده، می‌خورند …....... با دانستن این واقعیت ها بر ما مشخص می شود تا به اذریهای ترک زبان ایران انگ ترک بودن نچسبانیم و انها را اذری بنامیم نه نام یک قوم وحشی و بدوی به نام ترک یا تورک تمام ازمایشات ژنتیکی اریایی بودن و همنژاد بودن ایرانیان را تایید میکند . از ظاهر اذری های ایرانی مشخص است هیچ شباهتی به مغولان و ترکان مغولستان(زردها) ندارند. انها بدنهای بی مو چشمهای کشیده و صورت بی ریش دارند ولی عده ای مزدور سعی دارند اذریها را ترک نژاد نشان دهند تا برای مقاصد سیاسی و تجزیه طلبی از ان استفاده کنند که اب در هاون کوبیدن است.

صفحات: 1 2