no tina - فیس بوک ایران
tina

مشخصات

موارد دیگر
tina
32 پست

دنبال‌کنندگان

(14 کاربر)
tina
tina

خَلق را گر چه وفا نیست ولیکن گُل من

نه گُمان دار که رفتی و فراموش شدی



[لینک ضمیمه]

دیدگاه · 1399/05/11 - 21:29 در A-D-M 8 +
tina
tina

@ALISEVEN


بیا رفیق!! بیا فقیرانه رفاقت کنیم
ثروتمندان طعم سیب زمینی زیر آتش را نمیدانند.............!!!!
tina
tina
چرا از چشمای من میترسی ؟!!
منی که نقابمو برداشتم
نگا کن شبیه اون کسی شدم که میگفتم دوسش نداشتم



[لینک ضمیمه]

10 دیدگاه · 1399/05/11 - 13:16 در A-D-M 10 +
tina
tina

دوست داشتنت!
دوست داشتنت وظیفه‌ام که نبود، فریضه‌ام بود
به جا آوردمش، تا پایِ جان
در هر مکان و در هر دقیقه‌ای...
دوست داشتنت عشق که نبود، آیین بود
بدان مشر‌َف شدم
بی قیل و قال و بی بوق و کرنایی..
دوست داشتنت نماز که نبود، اما گذاردمش
شبانه روزی هزار رکعت
به وقت صبح و ظهر و شام...
دوست داشتنت زکات که نداشت، اما پرداختمش
به هر دمی و به هر بازدمی به هر نفس...
دوست داشتنت دینی بود، که مخفیانه به آن ایمان آوردم،
دینی که جز تنهایی ثوابی نداشت!

دیدگاه · 1399/05/11 - 12:56 در A-D-M 10 +
tina
tina

من دختر شیرین سخن دوره قاجار

تو پست مدرنی و مضامین دل آزار
من اهل دل و چای هل و لعل نگارم
تو اهل شب و شعر سپیدو لب سیگار
من فلسفه عشقم و اشراقی محضم
تو عقلگرا چون رنه و نیچه وادگار
من پنجره ای رو به غزل ...خواجه شیراز
توسخت پراز خشتی و مانند به دیوار
بااین همه عاشق شده ام دست خودم نیست
من دختر شیرین سخن دوره قاجار

8 دیدگاه · 1399/05/11 - 12:35 در A-D-M 8 +
tina
tina

یقین دارم کسی ظرف دعا را جابه جا کرده
"تو" را من آرزو کردم،
کسی دیگر "تو" را دارد!



[لینک ضمیمه]

3 دیدگاه · 1399/05/9 - 23:54 در A-D-M 10 +
tina
tina

این حجم‌ از نرسیدن در همه‌یِ اَدوار

بی سابقه است!
با این اوصاف، می‌ترسم پس از مرگ ‌هم به تو نرسم..
پس اینکه می‌گویند ؛
-آدم به آدم می‌رسد-
از کجا درآمده ؟!

دیدگاه · 1399/05/9 - 11:40 در A-D-M 8 +
tina
tina
حرف جدید بزنید همش تکرار
تکرار عاشقانه ها ،
تکرار تعصبات پوچ
تکرار همه چیز
همه رو به انقراضیم تو این جهان با رویایی بنام زندگی
1 دیدگاه · 1399/05/9 - 00:52 5 +
tina
tina

ما پادشاه را کشتیم ...

سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم ...
حالا تنها چیزی که گیرمان آمده،
یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست .. .
اینجا سرزمینی ست که برای آزادی جنگیدیم ,
ولی حالا برای نان میجنگیم ...
نکته ی عدالت این است ,
که همه وقتی برابر می شوند که مُرده اند ...


2 دیدگاه · 1399/05/9 - 00:39 3 +
tina
tina

پیش نماز مسجد بالای منبر میگفت:

در قنوت میتوان به زبان مادری هم با خدا سخن گفت و مناجات کرد.
چند وقتی ست نمازم طولانی شده...
من انقدر گستاخ شده ام که در قنوتم ، با خدا ، از تو سخن میگویم !
نمازم هم بوی تو را میدهد!
فکری به حالم بکن
اینگونه اگر پیش برود ...
میترسم به سمت چشمان تو اقتدا کنم ... !

دیدگاه · 1399/05/9 - 00:33 2 +
tina
tina
بهم زنگ زد گفت خونه ای؟ گفتم خونه‌ام ... گفت پس می بینمت.

می دونستم داره با دختری که نمی شناسه ازدواج می کنه! با دختری که قبل از خواستگاری حتی اسمش هم نشنیده بود. می دونستم از دختری که دوست داشته جدا شده، ولی هیچ‌وقت دلیلش رو نمی دونستم.
در زد و با یه کارتن بزرگ اومد تو خونه. کارتن رو گذاشت یه گوشه و گفت واست زحمت دارم. میشه اینارو نگه داری؟ گفتم چیه؟ گفت یه سری یادگاری ... یه سری خاطره. بذار تو انبار یا تو کمد دیواری... فقط میشه یه خواهشی کنم؟ اگه یه روز اومدم سراغش بهم پس نده! نذار برگردم تو فکر و خیالش. نذار دوباره هوایی بشم. گفتم رفیق بهش پس بده. اگه نمیشه بنداز دور. بیخیال نگه داشتنش شو. گفت خواستم بندازم دور ، نتونستم. گفتم می خوای من بندازم دور ؟ گفت نه ... نگه دار ولی هروقت اومدم سراغش بهم پس نده. وقتی این رو گفت فهمیدم خیلی زود هوایی میشه ، خیلی زود میاد سراغش. وقتی داشت می رفت بهش گفتم «رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه خواست ولی نمیشه داشت.» گفت کارت عروسی رو واست می فرستم.نرفتم... من فقط عروسی و دامادی کسایی میرم که بدونم هم دیگه رو می خوان. از ته دل می خوان.
امشب بعد از هفت ماه بهم زنگ زد و گفت خونه ای؟! گفتم خونه ام ... گفت پس می بینمت.
دم در وایساد و گفت اون امانتی رو میدی من برم؟ گفتم بیا تو ، خودت گفته بودی اگه اومدی سراغش بهت پس ندم. گفت بیخیال جان جَدّت... عصبی بودم یه چی گفتم. حوصله ی بحث هم ندارم. گفتم من بهت پس نمیدم ولی گذاشتم تو طبقه پایین کمد دیواری... می تونی خودت بری برداری. بعد خودم رفتم دم در وایسادم. کفشش رو درآورد و رفت کارتن رو برداشت، پاشنه ی کفشش رو خوابوند و با کارتن رفت سمت آسانسور. بهش گفتم همه چی خوبه؟ زندگی خوبه؟ همین طور که دکمه ی آسانسور رو با حرص می زد گفت « رفیق تو زندگی خیلی چیزا رو میشه داشت ولی نمیشه خواست »

دیدگاه · 1399/05/9 - 00:27 2 +
tina
tina

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است


[لینک ضمیمه]

دیدگاه · 1399/05/7 - 22:44 6 +
tina
tina

تو آن بتی که پرستیدنت خطایی نیست
و گر خطاست مرا از خطا ابایی نیست

بیا که در شب گرداب زلف موّاجت
به غیر گوشه چشم تو ناخدایی نیست

درون خاک، دلم می‌تپد هنوز اینجا
به جز صدای قدم‌های تو صدایی نیست

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون
که هر کجا خبری هست ادعایی نیست

دلیل عشق فراموش کردن دنیاست
و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست

سفر به مقصد سر در گمی رسید چه خوب
که در ادامه این راه ردّ پایی نیست

دیدگاه · 1399/05/7 - 22:30 6 +
tina
tina
در دولت عشق مجرمان ؛ بی گنه اند
هر فتنه کند حضرت معشوق، رواست

نگار قریشی


[لینک ضمیمه]


دیدگاه · 1399/05/6 - 23:37 6 +
tina
tina
بعضی وقت‌ها که دیر وقت داری توی شهر قدم می‌زنی و زنی از روبرو بهت نزدیک می‌شه، می‌بینی راهش رو کج می‌کنه و از یه مسیر دیگه می‌ره. چرا؟ چون یکی از اعضای جنس تو به زن‌ها دست درازی می‌کنه و بچه‌ها رو آزار می‌ده!
جزء از کل
استیو تولتز
3 دیدگاه · 1399/05/5 - 13:58 7 +
صفحات: 1 2 3