no tnt-13 - فیس بوک ایران
index.jpg mehrvarz ahmadi (2 of 11)-th4.jpg e9bbd631166a500c8839f8cfc356aa38c7580120.jpg 10531527679900561719.jpg
مهدی ...

مشخصات

موارد دیگر
مهدی ...
98 پست
مرد

دنبال‌کنندگان

(43 کاربر)
مهدی ...
مهدی ...

الهی کرونا نگیرید ...
خیلی مراقب باشید ... کرونا فقط برای همسایه نیست

پدر خانم و مادر خانمم هر دو کرونا گرفتن ...
چقدر غم انگیزه که کسی نمیتونه حتی بهشون نزدیک بشه ...

یک ساعت پیش خبر دادن خاله خانمم هم فوت کرد ...
حتی نمیتونن براش مراسم بگیرن
برای همه مریضها دعا کنید ...


مهدی ...
مهدی ...

آیتن رسول


[لینک ضمیمه]

مهدی ...
مهدی ...
کاش می شدازگرفت ... کاش می شد


کاش می شد دور از این غوغای غم ...را بیش از این


مهدی ...
مهدی ...

کبریت خیس شما رو عصبانی و ناراحت میکنه
ولی دست خودش نیست
اون دلش نمیخواد خیس باشه
پس رو سرش فریاد نکشید
اون کبریت بوجود اومده تا روشن کنه
گرمی ببخشه
ولی حالا شده یه به درد نخور که جاش تو سطل آشغاله
اون دوست داره بسوزه و از بین بره
تا شما خوشحال بشید
اونو محکم به زمین نکوبید ... چون خودش هم ناراحته
چقدر بده آدم حس یه کبریت خیس رو داشته باشه



مهدی ...
مهدی ...

صدای ما را خیر
کسی نمی شنود
کسی نخواهد شنید
انقدر نشنیدند که
گاهی
فکر می کنم زیر آسمان خدا
کسی کر نیست
ماییم که خفه خون گرفته ایم.”

عباس صفاری -



index.jpg
مهدی ...
مهدی ...

بنشین لحظه‌ ای
رو در روی من
چایم را
با عطرت هم‌ بزن
بنشین تا شود
نقش فال ما
نقش هم‌ فردا شدن

میخوابم تا رویای لبخند تو را
رویای شیرین چای و قند تو را
میخوابم تو مثل هر شب در خواب منی
میخوابانم این چشمان پابند تو را



[لینک ضمیمه]


مهدی ...
مهدی ...

گفتم بدوم تا تو ، همه فاصله ها را ... تا زودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی ... در من اثر سخت ترین زلزله ها را


پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست ... بس که گره زد به گره حوصله ها را

یک بار تو هم عشق من از عقل میاندیش (نترس) ... بگذار که دل حل کند این مسئله ها را


[لینک ضمیمه]



مهدی ...
مهدی ...

تو محله ما یه آقایی هست که مشکل ذهنی داره بنده خدا
یه مدت وقتی از سر کار برمیگشتم بهم نزدیک میشد و میگفت چرا به من احترام نمیذاری من سروانم ولی تو سربازی
چند بار با خنده ردش کردم ولی هر بار سمج تر می آمد .
خلاصه کلافه شده بودم نه می شد دعواش کرد نه میتونستم از دستش فرار کنم و نه میشد بهش احترام نظامی بذارم
این یه مشکل بود . یه دردسر


یه روز که بهم نزدیک شد من دست پیش رو گرفتم و گفتم چرا بهم احترام نذاشتی ؟
گفت من ؟؟ گفتم آره . دیشب تو جلسه نبودی من شدم سرهنگ تو باید به من احترام بذاری
الان ده ساله هر وقت منو میبینه بهم احترام میذاره و تا نگم آزاد رد نمیشه
به نظرم میشه کاری کرد همه مشکلات زندگی به ما احترام بذارن .
به جای اینکه ما به مشکلات احترام بذاریم و ازشون بترسیم

مهدی ...
مهدی ...


[لینک ضمیمه]

تو دریایی و من همش فکر آب ... همه چی به جر تو سرابه سراب
سر راه دریا نشونی بذار ... واسه این دل تنگ خونه خراب
پر از خواهش و التماس چشام ... میخوام هر چی میخوامو
دلم مثل هر سال حاضر شده ... میخوام با همین دل سراغت بیام

بازم نقل لیلی و مجنون شده ... تو این لحظه ها عشق آسون شده
قراره بازم مهربونی کنی ... همه جا پر از عطر بارون شده
نمیدونم این قصه اسمش چیه ... ولی عاشقی درد شیرینه
بجز تو دلم از همه دل برید ...

mehrvarz ahmadi (2 of 11)-th4.jpg
8 دیدگاه · 1399/02/23 - 17:26 13 +
مهدی ...
مهدی ...

تو نه چنانی که منم
من نه چنانم که تویی
تو نه بر آنی که منم
من نه بر آنم که تویی


من همه در حکم تو ام
تو همه در خون منی
گر مه و خورشید شوم
من کم از آنم که تویی

e9bbd631166a500c8839f8cfc356aa38c7580120.jpg
8 دیدگاه · 1399/02/8 - 15:02 16 +
مهدی ...
مهدی ...
سلام دوستان ... پیشاپیش سال نو رو بهتون تبریک میگم

امیدوارم سالی توأم با تندرستی در انتظارتون باشه ...
شرکت ما امسال کمی زودتر داره تعطیل میشه ... بنابراین دیگه خدمت شما نیستم
حلالم کنید ...کسی چه میدونه ... شاید دیگه برنگشتم
از دوستانی که به پیجم سر میزنن ممنونم
خدانگهدارتون

مهدی ...
مهدی ...

کار آسانی نیست





مهدی ...
مهدی ...


[لینک ضمیمه]

عزیزم اگه دونه عشقی بکاری، چطو میشه؟
تو کنجو دلت جایی ور من بذاری، چطو میشه؟
تو ناز در نیاری چطو میشه؟

تو ذهن تو باشم، چطو میشه؟
بیادم تو باشی، چطو میشه؟

قدیما چه بال و پری می زدی! چه حرفای شیرین تری می زدی!
بشی مث قدیما، چطو میشه ؟؟
مهدی ...
مهدی ...

ساعت 12 شب بود ...

صدای خنده های همسایه بغلی ، از پشت دیوار پوست پیازی آپارتمان ما شنیده میشد ...
یه دور همی خانوادگی که همه با هم میخندیدن ... انگار کسی داشت خاطره ای تعریف میکرد ...
خانم گفت :
پاشو دو تا مشت بزن به دیوار ... الان وقت استراحته مثلا
گفتم : دارن میخندن دیگه ... چیکارشون داری
گفت الان ؟ این وقت شب ... نمیگن مردم آزاری میشه
گفتم به اینچیزا کاری ندارم
دارم فکر میکنم یه عده همین الان غمهاشون رو فراموش کردن
خوشحال هستن ... و ما خوشحالیشون رو میشنویم
بذار تا میتونن از غم دور باشن
مدتی نگذشت که صداشون کم شد و محو شد ...
بیاین از صدای خنده هم لذت ببریم
از خوشحالی دیگران انرژی بگیریم
همین چیزها زیبایی های این دنیاست ... چشمها رو باز کنیم
مهدی ...
مهدی ...

به یک اتفاق خوب
جهت افتادن
به یک خبر خوب
جهت از راه رسیدن

به روزهای روشن

نیازمندیم
صفحات: 1 2 3 4 5