یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری می‌کند زین دو یکی در دل جانان اثری خرم آن روز که از این قفس تن برهم به هوای سر کویت بزنم بال و پری در هوای تو به بی پا و سری شهره شدم یافتم در سر کوی تو عجب پا و سری آنچه خود داشتم اندر سر سوادی تو رفت حالیا بر سر راهت منم و چشم تری سال‌ها حلقه زدم بر در میخانه عشق تا به روی دلم از غیب گشودند دری هرکه در مزرع دل تخم محبت نفشاند جز ندامت نبود عاقبت او را ثمری خبر اهل خرابات مپرسید از من زان که امروز من از خویش ندارم خبری از همه چیز گذشتم که ببینم رخ دوست وحدت آن روز که کردم سر گویش گذری❤️

2019/05/24 - 02:19 در دوستان قدیمی نایس فان
دیدگاه
amirta

لایییییک

1398/03/3 - 03:50 ·
Laila_61

تشکراااات

1398/03/3 - 04:32 ·
Ali2019

لایکککک

1398/03/3 - 11:08 ·
Laila_61

عجب از اون بچه درسخونه بودیا حیف شد دکتر نشدی ههههه

1398/03/3 - 14:58 ·
Laila_61

خخخخخخخ عجب زبونتم چقد درازه

1398/03/3 - 15:06 ·
Laila_61

ممنونم علی اقا ببخشید واقعا این جناب pb نمیزارن جواب کامنتا رو بدم

1398/03/3 - 15:13 ·
Laila_61

شما مدیر پیدا کن بعدش دیگه کار نداشته باش

1398/03/3 - 15:14 ·
Laila_61

خخخخخخ عجبا بچه پرو بشین سر جات خودم پیداش میکنم

1398/03/3 - 15:17 ·
Laila_61

مدیر عاقلتر از این حرفاس ک با حرف با حرف ی بچه دانشجو تازه وارد میدون خالی کنه ،با قدیمیا درنیفت بچه جون خخخخخ

1398/03/3 - 15:30 ·
Laila_61

حرفات باعث شدن فک کنم چون مث دیگرون پخته و با تجربه نیستی خخخ

1398/03/3 - 15:43 ·