┄┄┅┅✿❀❤❤❀✿┅┅┄┄
هرچند حیا می‌کند از بوسه ما دوست
دلتنگی ما بیشتر از دلهره اوست

الفت چه طلسمی است که باطل‌شدنی نیست
اعجاز تو ای عشق نه سحر است نه جادوست

ای کاش شب مرگ در آغوش تو باشم
زهری که بنوشم ز لب سرخ تو داروست

یک‌بار دگر بار سفر بستی و رفتی
تا یاد بگیرم که سفر خوی پرستوست

از کوشش بیهوده خود دست کشیدم
در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست

┄┄┅┅✿❀❤❤❀✿┅┅┄┄
2019/10/30 - 20:24 در دلنوشته ها
پیوست عکس:
۲۰۱۹۱۰۳۰_۲۰۲۳۵۵.jpg
۲۰۱۹۱۰۳۰_۲۰۲۳۵۵.jpg · 640x640px, 168KB