واله و درمانده افتادم شبی در کوی تو

وه عجب شلاق سردی بر تنم زد بوی تو

یار با نامحرمان چرخید، اشکم خون چکید

گونه ام رنگین ودل غمگین وچشمم سوی تو

باده ی رندانه ات دادی به دستم نازنین

جام بر لب، دست آویز از کمندِ موی تو

ساقی و میخانه بودو رقص و جام و لعلِ لب

تیرِ مُژگان، بوسه ای مستانه بر ابروی تو

شد نفس در سینه ام محبوس،افتادم زِپا

بازوانت چون حمایل،شد عصا گیسوی تو

2020/06/30 - 17:29
دیدگاه
aylar

عالی بود{-37-}{-37-}

1399/04/10 - 17:42 ·
E-M

سلام
ممنونم از همه ی لطف حضور و تشویق جانانه تون.

1399/04/10 - 17:45 ·
aylar

خواهش

1399/04/10 - 18:03 ·
sadi

یار اگر ما کوتاهی نکنیم یار هم هم با نامحرمان نمیچرخه

1399/04/11 - 10:50 ·
E-M

سلام شادی جان.
کاملا درسته.

1399/04/11 - 10:55 ·