دیدگاه
-shamim

زمستانی که شش دانگش
را سّند زده ام به گرمای نگاهت به آواز ِسکوتت
به اشکها و لبخندهایت به آغوش ِ امنت برای من
در آینه ی ایامی که به کام دلم میچرخد!
پرشور ؛
مهربان ؛
همراهم بمان
بی ریا و بی همتا
زمستان فصلی که پایان تمام تردید هاست بین رفتن ها و ماندن ها !

فصل دلگرمیهای عاشقانه ؛
تا ته قصه ی شب بیداری!
با گل بوسه های سکوت و وسوسه!

با نرگس های بی تاب از برای دلدادگی
وبابونه هایی که یک فصل زندگی را با خیال راحت نقش می زنند در خاطرات ...

1400/08/17 - 20:03 ·
Babak3

احسنت

1400/08/17 - 20:10 ·
-shamim

{-35-}

1400/08/18 - 18:02 ·